X
تبلیغات
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند
خبری علمی و فرهنگی  
قالب وبلاگ

به نام خداوند ویروس گارد

 کنون رزم Virus و رستم شنو / دگرها شنیدستی این هم شنو


که اسفندیارش یکی Disk داد / بگفتا به رستم که ای نیکزاد


در این Disk باشد یکی File ناب / که بگرفتم از Site افراسیاب


چنین گفت رستم به اسفندیار / که من گشنمه نون سنگگ بیار


جوابش چنین داد خندان طرف / که من نون سنگگ ندارم به کف


برو حال می‌کن بدین Disk، هان! / که هم نون و هم آب باشد در آن


تهمتن روان شد سوی خانه‌اش / شتابان به دیدار رایانه‌اش


چو آمد به نزد Mini Tower اش / بزد ضربه بر دکمه Power اش


دگر صبر و آرام و طاقت نداشت / مر آن Disk را در Drive اش گذاشت


نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت / یکی List از Root دیسکت گرفت


در آن Disk دیدش یکی File بود / بزد Enter آنجا و اجرا نمود


کز آن یک Demo شد پس از آن عیان / با فیلم و موزیک و شرح و بیان


به ناگه چنان سیستمش کرد Hang / که رستم در آن ماند مبهوت و منگ


چو رستم دگرباره Reset نمود / همی کرد Hang و همان شد که بود


تهمتن کلافه شد و داد زد / ز بخت بد خویش فریاد زد


چو تهمینه فریاد رستم شنود / بیامد که لیسانس رایانه بود


بدو گفت رستم همه مشکلش / وز آن Disk و برنامه خوشگلش

 چو رستم بدو داد قیچی و ریش / یکی دیسک Bootable آورد پیش


یکی Toolkit، Hard اندرش / چو کودک که گردد پی مادرش


به ناگه یکی رمز Virus یافت / پی حذف امضای ایشان شتافت

 چو Virus را نیک بشناختش / مر از Boot Sector برانداختش


یکی ضربه زد بر سرش Toolkit / که هر Byte آن گشت هشتاد Bit


به خاک اندر افکند Virus را / تهمتن به رایانه زد بوس را


چنین گفت تهمینه با شوهرش / که این بار بگذشت از پل خرش

 دگر باره اما خریت مکن / ز رایانه اصلا تو صحبت مکن


قسم خورد رستم به پروردگار / نگیرد دگر Disk از  اسفندیار

[ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:54 ] [ بهروز نیک اندیش ]

اين جا مشهد است
 به هر طرف كه روكني
 عقربه نگاهت، به سمت حرم مي‌چرخد
 آن جا بهشت را مي‌نوشي.

 هر چه شيخ است، اطراف حرم است:
 شيخ طوسي، شيخ طبرسي، شيخ بهايي...
 در زيرگذر حرم، با اشتباهي كوچك
 به جاي امام رضا، نواب روبه‌رويت سبز مي‌شود
 نواب تورا به ميدان عدالت مي‌برد
 ... - همان ميدان اعدام سابق

 با معلم پس از دانش آموز و دانشجو به زندان مي‌رسي
 زندان سر ميدان تربيت است
 فرهنگ نرسيده به تربيت، بن بست مي‌شود
 آموزش و پرورش، در حاشيه فرهنگ است
 دانشجو درست روبروي هفت تير است
 هفت تير سريع به پيروزي ميرسد

 پس از استقلال، از آزادي كه بگذري
 به جمهوري اسلامي مي‌رسي
 صدا وسيما، سر جمهوري اسلامي است
 در صدا وسيما، به نوفل لوشاتو باز ميشود
 جمهوري اسلامي را شهيد منتظري به بعثت مي‌رساند

 مصلي پراست از عمده فروش‌ها
 كوكاكولا درست وسط كوثراست
 باغ ملي روبه‌روي كنسولگري پاكستان است
 شركت نفت روبه‌روي اوقاف وامور خيريه است
 پروما درجانباز است، اما جانبازي آن جا نمي‌بيني
 در فلسطين يك سرزمين ورود ممنوع وجود دارد
 به نام باغ بزرگ ملك آباد

 دادگستري روبه‌روي سازمان تبليغات است
 ارشاد ادامه قاضي طباطبايي است
 فرمانداري، در مركز پاسداران است
 بيمارستان امدادي را وسط فداييان اسلام ساخته اند
 فرودگاه، در امتداد جمهوري اسلامي است.

 بسيج همان برق سابق است كه به ضد مي‌خورد
 ولايت، به وسط وحدت مي‌خورد
 امت از وحدت شروع مي‌شود
 و به بعثت ختم مي‌شود

 در دانشگاه ابتدا به دكترا مي‌رسي
 آخرش به سراب
 از دروازه طلايي تا سراب
 ده قدم فاصله است

 *****
 مشهد يك تهران ديگر است
 تجريش دارد، زعفرانيه ولويزان دارد
 در وكيل آباد بوق قطارها، چرتت را پاره مي‌كند
 دانشگاه فردوسي سر ميدان آزادي است
 اما دري به آن ندارد

 از امام علي تا امام حسين وامام‌هادي
 اين طرف شهر خبري نيست
 در سجاد، سجاده سخت گيرمي آيد
 عوضش نسترن هست، نيلوفر هست
 بنفشه و مرجان ولاله هم هستند
 - از شمالي تا جنوبي‌شان
 البته امين و حامد و سينا هم هستند

 خيام خيلي چراغ قرمز دارد
 به وي‍‍ژه وقتي به سجاد مي‌خورد
 سعدي فقط صوتي و تصويري است
 پل حافظ چهارراه گاراژدارهاست
 در توس كاوه آهنگر تا توانسته آهن فروشي زده است

 دنبال ايرج ميرزا نگرد!
 او را از شهر بيرون كرده اند
 ميرزاده عشقي را به جهان آرا بخشيده اند
 عشقي امير كبير را قطع مي‌كند
 امير كبير بهشتي را

 گاز، شرقي و غربي است
 مطهري شرقي وغربي نيست ـ فقط شمالي و جنوبي است
 چمران به چهار طبقه مي‌خورد
 كوهسنگي از شريعتي شروع ميشود

 مدتي است علاقه‌مندان سيدي بيشتر شده اند
 چون امسال خيلي سبز شده است
 در الهيه يك متر زمين، خدا تومان قيمت دارد
 شهرك ناجا پراست از:
 نرگس، شكوفه، نسيم، ياس، اختر، سنبل، بنفشه و...

 قاسم آباد خيلي شلوغ است
 يك خيابان حسابي آن دكتر حسابي است
 شيرپاستوريزه درحجاب است
 دكتر حسابي، دكتر شريعتي، دكتر يوسفي و اديب،
 همگي حجاب را قطع مي‌كنند
 آخر حجاب، ميثاق است
 آخر ميثاق هم، نمايشگاه.
 امام خميني به بزرگراه آسيايي مي‌خورد
 كه تمام شهر را دربرمي گيرد
 مردم عبادي را دوست دارند
 چون از شهدا شروع ميشود و به امام حسين مي‌رسد
 در ميدان شهدا، جاي لاله‌ها را ساختمان‌هاي شيك مي‌گيرند
 چند سال است شهدا را به كلي نبش كرده اند

 این جا همه پديده را دوست دارند
 چون از همه قشنگ‌تر و با كلاس تر است

 اين جا مردم زياد به ويراني مي‌روند
 به هارونيه و حصار مي‌روند
 بند گلستان را، آنها گلستان كرده اند
 خواص بيشتر به چاه خاصه مي‌روند
 و سرآسياب جوان ترها، روزها به كارده و جا غرق مي‌روند
 شبها به چاليدره!


    راستی
    خانه ما میدان حر است
    آخر سرافرازان

    کاری از محمد رضا حسینی مود

[ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ] [ 22:16 ] [ مرتضی حسینی محراب ]

تست هوش

اگر به سوالات در باره عكس جواب دهید دارای هوش بالایی هستید!!
به عكس نگاه كنید و به سوالات  زیر جواب دهید.


1. کدام دانش آموز خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟
2. کدامشان دوقلو می باشند؟
3. چند تا زن در عکس دیده میشود ؟
4. چند نفرشان خوشحال هستند؟
5. چند نفرشان ناراحت می باشند؟

 

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 9:46 ] [ امید حسینی پور ]

[ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 14:18 ] [ بهروز نیک اندیش ]
یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند.


روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار!
فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟
گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند.
رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده


به یکی میگن: اگه سردت باشه، جه کار می کنی؟ میگه: نزدیک بخاری می نشینم. میگن: اگه خیلی سردت باشه چی؟ میگه: به بخاری می چسبم. میگن: اگه خیلی خیلی سردت باشه چطور؟ میگه: بخاری رو روشن می کنم!


می دونی فرق پیردختر با پیرپسر چیه؟ اولی موفق نشده ازدواج کنه،

دومی موفق شده ازدواج نکنه.


قلمراد میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد،

 

به بابای عروس میگه: ما میریم یه دور میزنیم، بر می‌گردیم

[ چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 ] [ 10:57 ] [ امید حسینی پور ]

تقدیم به بچه های اتاق 403

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 17:40 ] [ امید حسینی پور ]

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.


ادامه مطلب
[ سه شنبه یکم آذر 1390 ] [ 15:45 ] [ رضا جعفری ]
سلام به همه دوستان عزیز
بعضی وقتها به خودم میگم شماها اگه منو هم نداشتین چیکار میکردین هرچند الان مشهد هستم اما منابع خبریم (که برام ۵۰۰۰ تومان خرج برداشت)نمرات طراحی رو  از بیرجند اطلاع دادن. لذا از کلیه دوستان که نمراتشون رو نگاه میکنند درخواست میشود تا اسمشون رو در قسمت نظرات این پست بذارن تا بعدا دنگشون رو ازشون بگیرم امیدوارم که همتون قبول شده باشید بزودی نمرات ریاضی رو هم اعلام میکنم  نمرهشماره دانشجويي(4 رقم اخر)12.85731669.7325711.35312215.9306512328316.55317713.7306712.42533298.2314412.35321615.932043.65309719.375304514.125308916.531039.325323815.375309012.7324911.6103411.733188.225319913.675313315.3253307-----326114.4315817.525307820317011.325302318.75325013.57531690.7510117.725313616.925307516.675301112.430139.725331011.05321318.175308614.7310014.64318113.275320517.375305310.880293.85311416.075322712.5329414.95336217.525314712.15329311.4580179.65329611.825316816.5327211.8312517.55317914.875304414.425326013.925421913.4409318.225432212.45436615412816.225414016.325431116.9426418.525430016.975420812.2437716.05429715.125405913.025413917.64333-----316117.375434412.5423117.42542754.4229817.8435514.775228912.14026شانزدهم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش 
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم آبان 1390 ] [ 14:0 ] [ رضا جعفری ]

هفت آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان و همه دوستداران حقوق بشر آن را گرامي مي دارند.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)
منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند....ادامه مطلب...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 17:26 ] [ بهروز نیک اندیش ]

سلام دوستان

See full size image

بنا بر تعریف ارائه شده در [1]wikipedia، به تکنیکی در برنامه نویسی برای تبدیل داده ها بین type system های ناسازگار در زبانهای برنامه نویسی شیئ گرا، ORM (مخفف Object Relational Mapping) گفته می شود. به زبان ساده، ORM تکنیکی هست که به برنامه نویس اجازه می ده به جای کار با داده های از نوع دیتابیس (مثل int، DateTime، varchar و …)، از typeهایی استفاده کنه که در برنامه خودش تعریف کرده (به عنوان مثال کلاسی به اسم customer). این “کار با داده” شامل موارد زیادی میشه که مهمترین اونها، همون عملیات CRUD (مخفف Create, Read, Update, Delete) هست. البته، مزایای بسیار دیگه ای رو میشه برای استفاده از ORMها نام برد. برای اطلاعات بیشتر، به این آدرس مراجعه کنید.


ادامه مطلب
[ دوشنبه دوم آبان 1390 ] [ 14:23 ] [ محمد باقر امینی ]
به افتخار بر و بچه های باحال مشهدی:

قوانین رانندگی در مشهد

قانون حق تقدم: اول نیسان مِره،بعد مو،بعد هرکی تِنیست
کاربرد راهنما: فقط تو عروس کشون به صورت جُفتی مِزنِم ،در مواقع عادی آرنج رِ از شیشه ماشین مِدم بیرون وعین بال کِفتر چاهی تِکون مِدم
چراغ قرمز،ورود ممنوع،دور زِدن ممنوع،ورود آقایان ممنوع و...: بِرِ موتور سِوارا تعریف نِرِفته و موتور سِواری که نِتِنه از تو پیاده رو بِره موتور سوار نیست
چراغ زرد یعنی: گاز بِده یره فِس فِس نکو قِرمز رَف
جهت کسب اطلاعات بیشتر با آقای زمانی تماس حاصل نمایید

[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390 ] [ 17:25 ] [ بهروز نیک اندیش ]

مطلب زیر از وب سایت شخصی آقای بنایی کپی برداری شده است:

نمی دونم چی شد که سر از اونجا در آوردم!!! بگذریم.


مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم ...!

 

شعری زیبا از زنده یاد حسین پناهی

[ سه شنبه پنجم مهر 1390 ] [ 18:19 ] [ بهروز نیک اندیش ]
خدا رو شکر اینکه هیچکی به وبلاگ سر نمیزنه خیلی خوبه معلومه همه مشغولا سر کار میرن  مشغول زندگی روزمره هستن متاهل شدن یا.........

[ پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 ] [ 7:26 ] [ مرتضی حسینی محراب ]
 

سلام دوستان

WPF

هنگامی که NET. برای اولین بار پا به عرصه ظهور گذاشت، تکنولوژی های جدیدی را در زمینه برنامه نویسی معرفی نمود. به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• یک روش کاملاً جدید برای ایجاد برنامه های تحت وب (ASP.NET).
• یک روش کاملاً جدید برای اتصال به پایگاه های داده (ADO.NET).
• زبان های مدیریت شده جدید (#C و VB.NET).
• مدیریت برنامه ها در زمان اجرا (CLR).


ادامه مطلب
[ شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 ] [ 13:19 ] [ محمد باقر امینی ]
           امروز بحرین کربلاست!
           دعا برای نجات مسلمانان جهان
           اطلاع رسانی در فضای اینترنت
           شرکت در تظاهرات و تجمع ها
           این گامهای اول است ...

تخریب مساجد

سوزاندن قرآن

وحشی گری سعودی ها در بحرین

اتحاد شیعه و سنی

شعار زنان رشید بحرین
خدایا این قربانی را از ما بپذیر....

[ جمعه دوم اردیبهشت 1390 ] [ 21:16 ] [ فاطمه حاجی بابائی ]

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها،
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها،
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز،
خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ،
خوش به حال جام لبریز از شراب،
خوش به حال آفتاب.


ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ
جامة رنگین نمی‌پوشی به کام،
بادة رنگین نمی‌بینی به جام،
نقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت ـ از آن می که می‌باید ـ تهی است،
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.

گر نکوبی شیشة غم را به سنگ؛
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!

 

[ سه شنبه هفدهم اسفند 1389 ] [ 11:48 ] [ مرتضی حسینی محراب ]

پیشاپیش عیدتون مبارک

[ دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 ] [ 10:1 ] [ فاطمه حاجی بابائی ]

برای مهندسین بن بستی وجود ندارد

آنها یا راهی خواهند یافت و یا راهی خواهند ساخت!

روز مهندس بر همه شما مهندسین عزیز مبارک

[ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ] [ 23:57 ] [ مژده صادقیان ]

سلام به دوستان

امیدوارم خوب باشید

                                                                                                                      

شیرپوینت چیست ؟

با پیشرفت تکنولوژی های تحت وب و نیاز سازمانها و شرکت های دولتی و خصوصی به توسعه عملکردها و فعالیت های درون سازمانی به خارج سازمان و فراهم کردن راهکاری ساده و انعطاف پذیر جهت مدیریت منابع انسانی، اسناد، مدارک، فایلها و به اشتراک گذاری آنها توسط پرسنل و مدیریت و همچنین ایجاد وب سایت های شخصی و وبلاگ های اطلاعاتی برای تبادل اطلاعات درون سازمان با محیط خارج، نیاز به ابزاری کارآمد، جامع و توسعه پذیر جهت تأمین اهداف فوق برای یک سازمان را قوت بخشید.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم بهمن 1389 ] [ 14:4 ] [ محمد باقر امینی ]
حالا خوبه که مو مشهدی غلیظ صحبت نِمُکنم اگه نه که دیگه هیچی ....اگه ماخاست به گردنبند بگم ( خِفتی ) و به النگو بگم (چوری ) که زنم موره سه طلاقه مِکِرد دیگه ....! حالا زن ما که تهرونیه ایرادی بهش نیست اما خیلی ازی زن و دخترای مشهدی توی حرف زدنشا مخصوصا...مخصوصا... با جنس مخالف اصرار دارن که تهرونی صحبت کنن...!! همچی صداشاره نازک مُکنن آرررره........ آررره مُکنن که انگار تخمشاره تو ناف تهرون کاشتن...! خدا نکنه که دوتا کلمه خارجی هم یاد بگیرن.... خدا رو بنده نیستن دیگه ....هی اوکی اوکی مکنن و مگن ای وای دپرس شدم....! البته خیلی ازینا فقط اره اره گفتن و من من کردن رو یاد گرفتن والا همیشه بند رو اب میدن و افتضاح به بار میارن تو صحبت کردن....! دختره میبینی تا دیروز خانه باباش فقط چای جوشیده مخورده با گل گاوزبون.....!! حرفم که ماخاسته بزنه خِلاش اویزون بوده مگفته سِله به چُخت دِلنگونه ....!! حالا خودشه عین چُوله غِزَک درست کرده مگه من فقط مِسکافه مُخورَم یا قهوه فرانسوی باشیر...!! اولا که جوُنُمَرگ رفته مِسکافه نیست و نسکافه درسته...!! بعدشم که توکه تا دیروز اِشکنه تخم مرغ مُخوردی با ابگوشت مَرزه حالا تا نومزدت مگه چی مُخوری مِگی وای من خیلی هوس پیتزای پپرونی کِردُم ...؟!!ـ

 

مو نِمُگم پیتزا و نسکافه و قهوه بَده بُخدا....! مو مُگم اینا کلاس نیست...! مو مُگم خودت باش دختر جان....! اگه دلت سیراب شیردون مِخه با شوهرت برو فلکه دروازه قوچون....یا اگه هوس دوسیخ جیگر کردی برو فلکه صاحب الزمان....! بشقاب داغ و ذرت مکزیکی و چیز برگر اگه دوست ندری بزور نخور بگو به به .....!!ـ

 

مو که مِدنُم همه ای حرفا کشکه...مو که مِدنُم تا چند سال دیگه هیشکی به گنجشک نِمِگه چُغُک ...به مارمولک نِمگه کِلپاسه...! مو که مِدنم دیگه هیشکی نمگه جُل جُل نکن...! مِس مِس نکن....! سُرسُر نکن....! کُخ نریز....! مو که مِدنم ( کِله وَنگ ) و( اوشتولی ) و( چُسماره ) و( سَقه سِنده بُر) همه از یاد مِره....!! مو که مِدنم لهجه مَشَدی بر باد مِره....! ولی مُوره اگه بوکوشَنَم به( اَلفش ) نِمُگم ( نوچ )....!! به( سَرکن) نِمُگم تراش....!! حالا زنم مِخه بره خانه باباش بره ( جان مادرت نرو....!! ).... مو مَشهدیم اقاجان.... مشهدی.... مشهدی

[ شنبه شانزدهم بهمن 1389 ] [ 17:42 ] [ بهروز نیک اندیش ]

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند یك هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاریخ امتحان اشتباه كرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم كه در راه برگشت لاستیك خودرومان پنچر شد و از آنجایی كه زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم كسی را گیر بیاوریم و از او كمك بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.».....استاد فكری كرد و پذیرفت كه آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یك ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولین مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال این بود: « كدام لاستیك پنچر شده بود؟»....!!!

[ پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ] [ 9:26 ] [ بهروز نیک اندیش ]
با سلام

دوستان اگر مقاله ای می خواستید که نیاز به Account داشت. می تونید بهم میل بزنید تا اگر من دسترسی داشتم براتون ارسال کنم.

لیست سایتهایی که از اینجا می شه بهشون دسترسی داشت در آدرس های زیر آمده:

http://c-library.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=44

http://c-library.um.ac.ir/index.php?module=htmlpages&func=display&pid=47

خوشحال می شم اگر کمکی از دستم بر بیاد.

بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا ...

[ دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ] [ 12:55 ] [ فاطمه حاجی بابائی ]
?
?























?

[ شنبه دهم مهر 1389 ] [ 19:41 ] [ بهروز نیک اندیش ]
"

سوال‌های کنکور امسال را دیده‌اید؟ بعضی سوال‌هایش واقعاً خیلی باحالند! منظورم چیست؟ الان خدمتتان عرض می‌کنم: یک سری سوالات کنکور امسال در دروس ادبیات و معارف، قشنگ آدم را به خنده می‌اندازد. باور نمی‌کنید؟ پس سوال‌ها را بخوانید:

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«به نام خدای................
بیانداخت شمشیر را شاه دین»
1) جهان آفرین
2) مهربان
3) کریم
4) رحیم

یعنی گزینه‌ها آن‌قدر تابلوست که طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنیده باشد، به‌راحتی و با توجه به وزن شعر، می‌تواند گزینه‌ی درست را پیدا کند. اما این سوال تازه خوب است! صبر کنید برسیم به جالب‌ترهایش!

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چه‌گونه گور .......... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام

به خدا این سوال‌های کنکور امسال بوده است ها! فکر نکنید من این‌ها را از خودم درآورده‌ام. باور نمی‌کنید، خودتان بروید سایت سازمان سنجش را ببینید. :

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«که گوید برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشم‌های

دقت دارید که، طراح محترم گزینه‌ی 2 را «پای» ننوشته که خدای نکرده داوطلبین عزیز کوچک‌ترین شکی نکنند. آن گزینه‌ی 4 هم که آخرش است. اما سوال بعدی:

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
« .................پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا هیچ ندیدند»
1) مردان خدا
2) مردم همه‌جا
3) مردم همیشه
4) مردان و زنان

باز این سوال نسبت به قبلی‌ها خوب است! گزینه‌ی 3 را دارید که! خُب دیگر وقتش است برویم سراغ شاه‌کارها!

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«گل همی پنج روز و ....... باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد»
1) هفت
2) چهار
3) شش
4) هشت

یعنی من عاشق طراح این سوال هستم! خدایی دل خجسته‌ای داشته! فکر کنید! مثلاً یکی با خودش بگوید: گل همین پنج روز و هفت باشد! ای جان! اما حالا که با سوالات ادبیات آشنا شدید، بد نیست یک نگاهی هم به دو سوال از درس معارف بیاندازیم:

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«ارزش هر کس به درک و .... وی از حقیقت هستی و جای‌گاه انسانی در کاردانی آفرینش دارد.»
1) فهم
2) پرهیز
3) دوری
4) جدایی

و اما به نظر من در میان همه‌ی این سوالات نبوغ‌آمیز، جایزه‌ی ویژه تعلق می‌گیرد به سوال درخشان، بی‌نظیر و شگفت‌انگیز زیر:

ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«رویاهای صادقانه: هر کدام از ما هنگام ......... رویاهایی را مشاهده می‌کنیم. این رویاها انواع مختلف دارند.»
1) دویدن
2) ایستادن
3) خواب
4) نشستن

آقا من همیشه هنگام دویدن رویا می‌بینم! آن‌قدر خوب است!!! فکر کنم طراح عزیز شب قبل از طرح سوال صد سال تنهایی مارکز را خوانده! که در جایی از آن، اهالی ماکوندو، به علت شیوع یک نوع بیماری، به هنگام بیماری خواب می‌دیدند و بعد خواب‌های‌شان با هم قاطی می‌شد! خداست جناب طراح! خدا!

خُب! دوستان عزیز! این بود گوشه‌ای از سوال‌های کنکور امسال! برنامه‌ی ما در همین‌جا تمام می‌شود! امیدوارم به قدر کافی حالش را برده باشید!!

 "

منبع:ناشناس




[ جمعه پنجم شهریور 1389 ] [ 0:55 ] [ زینب دیباجی ]

[ جمعه بیست و یکم خرداد 1389 ] [ 17:48 ] [ بهروز نیک اندیش ]
 
[ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 14:32 ] [ امید حسینی پور ]

سلام دوستان

برنامه چند لایه چیست؟

در معماری چند لایه تمام برنامه به چندین بخش تقسیم می شود. این بخش ها می توانند فیزیکی یا منطقی باشند. هر بخش کار خاصی را انجام می دهد مثلا نمایش اینترفیس کاربر یا دسترسی به داده ها. برنامه می تواند به هر تعداد لایه داشته باشد.

N-Tier Application


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389 ] [ 14:58 ] [ محمد باقر امینی ]

درمتن زیر نتیجه آزمایشات ایجاد محدودیت برای برخی موجودات زنده عنوان شده، بسیار جالب است ، براستی آنچه تا کنون درباره ناتوانی های ما به ما گفته شده چه تاثیر عمیق و پنهانی بر ما ذهن ما دارد:  

  نتیجه آزمایشات بر حيوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور محدوديتهای ذهنی تحميل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد. آزمایشات انجام شده بر کک، فيل و دلفين مثال خوبی هستند:  

کک‌ها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز می گيرند و خيلي خوب می پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند .اگر يک کک را در ظرفی قرار دهيم از آن بيرون می پرد . پس از مدتي روی ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقی رخ مي دهد .  

کک می پرد و سرش به در ظرف می خورد و  پايين می افتد . دوباره می پرد و همان اتفاق مي افتد! اين کار مدتی تکرار میکند . سر انجام در ظرف را بر می داريم و کک دوباره می پرد ولی فقط تا همان ارتفاع! سرپوش برداشته شده درست است و محدوديت فيزيکي رفع شده است ولی کک فکر می کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد!  

فيل‌ها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهای سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند می بندند . بچه فيلها را با طنابهای بلند و فيلهای بزرگ را با طنابهای کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهای پرقدرت به سادگی می توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولی اين کار را نمي کنند !    

علت اين است که آنها در بچگی طنابهای بلند را کشيده اند و سعی کرده اند خود را خلاص کنند و سرانجام روزی تسليم شده دست از اين کار کشيده اند!
از آن پس آنها تا انتهای طناب می روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند.

دکتر ادن رايل يک فيلم آموزشی در مورد محدوديتهای تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم "می‌توانيد بر خود غلبه کنيد " است

در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهی که غذای مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار ميگيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .

از آنجا که نحوه ی عملکرد مغز جانوران از این نظر بسیار شبیه به هم است ما  می توانيم از اين آزمايشات بفهمیم که ما هم محدوديت هايی را می پذيريم که واقعی نيستند. به ما می گويند يا ما به خود می گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين برای ما يک واقعيت می شود محدوديتهای ذهنی به محدوديتهای واقعی تبديل می شوند و به همان محکمی!

باید این سوال مهم را از خود بپرسیم که چه مقدار از آنچه ما واقعيت می پنداريم، واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست؟!"
[ پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389 ] [ 9:21 ] [ فاطمه حاجی بابائی ]
آن کس که بداند و بداند که بداند                 اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

آن کس که بداند و نداند که بداند                 بیدار کنیدش که بسی خفته نماند

آن کس که نداند و بداند که نداند                 لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند و نداند که نداند                  در جهل مرکب ابدالدهر بماند

[ جمعه دهم اردیبهشت 1389 ] [ 19:29 ] [ بهروز نیک اندیش ]

چگونه خاک نفس می کشد ؟

 بیاموزیم،

شکوه رستن اینک ، 

طلوع فروردین

گداخت آن همه برف

دمید این همه گل

شکفت این همه رنگ

زمین به ما آموخت

ز پیش حادثه باید که پای پس نکشیم

مگر کم از خاکیم؟

نفس کشید زمین،

چرا ما نفس نکشیم؟

 

«فریدون مشیری»

 

[ سه شنبه سوم فروردین 1389 ] [ 11:10 ] [ الهه حسن زاده ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ توسط دانشجویان کارشناسی ناپیوسته کامپیوتر -نرم افزار ورودی 85 دانشگاه بیرجند ایجاد گردیده و هدف آن تبادل اطلاعات بین دانشجویان و بالا بردن سطح علمی-اطلاعاتی دوستان در زمینه های مختلف می باشد. لذا با نظرات موثر و مفید خود ما را در توسعه و بروز رسانی این امر مهم یاری نمایید.
با تشکر
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک