تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند
 

یا مهدی  انتظار از عشق تو معنا گرفت

عمریست که لحظه های من همچنان می گذرد و هر شب به امید آمدنت چشم به ستاره ها می دوزم.و طرح نام مقدست رادرآسمان شبهایم نقاشی می کنم.

و ای کاش این فرداهای تمام نشدنی را تمام می کردی و در یک سپیده دم به جای خورشید آسمان طلوع می کردی.

همیشه پشت عقربه ها قدم می زنم شاید لحظه ای به ظهورت نزدیکتر شوم. می دانم که عقربه ها آمدنت را تند می روند.و تیک تاک نگاهشان سکوت را نعره می کشد . و روزی بغض همیشگیشان می شکند که عمریست در پی ات دویده اند تا به جای رد پای شما ،شما را درکنار خوبی های عالم ببینند.

شاید تمام راز های عالم مردیست که همیشه هست اما در سیاهی چشمان ما جا نمی شود . مردی که آسمان پیش رویش زانو می زند و روزی زمین باعظمتش قد می کشد . همیشه صدای قدم هایت را می شنوم ولی ای کاش قدم هایت را می دیدم . و می دانم که روزی از پشت پرده های غیبت می آیی و آسمان را به پرواز در می آوری .

شاید   آن  زمان  که  تو  طلوع  می کنی  چشمان  من  غروب  کرده  باشد  و عقربه های عمرم ...

 ولی همیشه برای آمدنت دعا می کنم 

 

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 19:34 |
 

میلاد با سعادت یگانه منجی بشریت مهدی موعود(عج) بر همه شیعیان و منتظران آن حضرت تبریک

می گم مخصوصا به دوست های مثل گلم 

 امیدوارم همیشه شاد باشید

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

سروده کمال مومنی

  اعمال شب نيمه شعبان
                                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 18:2 |
 نخستین اعلامیه حقوق بشردرجهان ، درایران باستان ودرزمان کوروش بزرگ هخامنشی ، صادرشده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 15:29 |
در روز بيست و هفتم آگوست معادل دوم شهريور سياره مريخ يكي از درخشانترين اجرام قابل رويت در آسمان خواهد بود. رويدادي بسيار نادر كه آنرا حلول دو ماه در يك آسمان مينامند. براي مشاهده و رصد اين پديده زيبا دوم شهريور ساعت سي دقيقه نيمه شب نگاهي به آسمان بيندازيد. شايد برايتان جالب باشد بدانيد دفعه بعدي كه اين رويداد جالب را ميتوانيد ببينيد سال 2287 ميلادي خواهد بود.

پس تا زنده هستيد اين فرصت را از دست ندهيد.

در ضمن من پشت بوم خونمون رو به افراد علاقه مند اجاره میدم تا بتونند به راحتی ماه و مریخ رو رصد کنند.

قیمت پایه : هر متر مربع برای یک شب ۵۰۰۰ تومان 

 

+ نوشته شده توسط رضا جعفری در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 20:30 |
تقدیم به او...

امان از این دلتنگی که راحت می تواند امان هر کسی را ببرد. امشب من مانده ام و یک دنیا دلتنگی و دیوانگی.
من مانده ام واین تصور که عبور ثانیه ها چقدر ناچیز است و دیواره بغض من چه نازک.
کجاست جاده ای که مرا به تو برساند؟؟؟کجاست آن شبگرد شوریده ای که صدای محزونش مرهمم باشد؟؟؟ کجاست دفتر خاطراتم که بر دوشش نهم؟؟؟
من , اما در خیال دیروز و امروز, تو را در فرداهایم جستجو خواهم کرد...من تو را هر غروب با قلبی  پر از عشق و با لبخندی که نشانه امید است, هزاران هزار بار از خدا می خواهم.

من ناب ترین لحظات را فقط با تو می خواهم ...


سلام بچه ها

امیدوارم تابستون رو به خوبی و خوشی مثل ... سپری کرده باشید و خودتون رو برای خوندن در س ها از اول ترم درست مثل ... آماده کرده باشید . بازم ازتون ممنون از اینکه به یادم بودید. موفق و موید باشید در پناه ایزد منان.

+ نوشته شده توسط الهام قارزی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 13:44 |
سلام بچه ها

امیدوارم تابستون خوبی رو سپری کرده باشید

امید و فرید جون و همچنین خانم قارزی شرمندتونم که دیر شده ولی به همتون تولدتونو تبریک میگم و امیدوارم همیشه خوش باشید

 

                   

آشناي غم تنهايي من
داغ دستان مرا باور کن
که براي تو چنين مي سوزد
روح لغزنده شبهاي مرا باور کن

که به ياد تو چنين مي شورد
طپش قلب مرا باور کن
که به نام تو چنين مي کوبد

نازنين باور تنهايي من
شعله قلب مرا باور کن

+ نوشته شده توسط مهدی فرزنددوست در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 11:11 |

ميازار موري که دانه کش است که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور کلبه ي احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است

چند تا جک هم برای دوستان عزیز میزارم فقط به خاطر اینکه به کسی برنخوره برای خوندن جک ها به جای .... (نقطه چین) ملیت مورد نظر خود را قرار دهید

يک .... رو دستگير مي کنند مي برند کلانتري .
مي پرسه:چرا من رو آوردين اينجا
مگن : واسه عرق خوري
مي گه :خوب معطل چي هستين بريزيد تا بخوريم.

....  ادعاي پيغمبري ميكنه ميگن خوب كتابت كو ميگه فعلا جزوه ميگم بنويسيد

روانشناسان .... ثابت كردندكه مهم ترين عامل طلاق ازدواج است

يه .... ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه .... ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بيچارم کرده


به .... ميگن شغلت چيه ؟ ميگه يه اطلاعاتي هيچوقت خودشو لو نميده

به يه .... ميگن خدمت سربازي چطور بود ؟ ميگه آنقدر خرتوخر بود که چهار سال خدمت کردم هيچکس نفهميد.

يارو زنگ ميزنه 110 ميگه آقا پدال گاز،پدال ترمز،پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزديدن ، پليس ميگه آقا شما .... ؟ ميگه آره.ميگه برو صندلي جلو بشين.

.... مي ره دزدي تفنگو مي ذاره پشت گردن يارو مي گه تکون بخوري با لگد مي زنم تو سرت

.... پليس مخفي ميشه تا6 ماه دنبالش ميگردند.

يك روز يك سوسك داشته از ديوار خونه .... ميرفته بالا .... بهش ميگه:
جون مادرت بيا پايين الان برامون جك ميسازن!

خروسه به مرغه مي گه " يه نوك مي دي؟"
مرغه با كلي ناز مي گه:
نه!!
خروسه مي گه:
جهنم با خودكار مي نويسم!!!

یه روز تو ديوونه خونه نوار غمگين ميذارن همه پا ميشن ميرخصن غير از يه ديوونه كه همه فكر ميكنن عاقله ميرن جلو ازش ميپرسن تو چرا نميرخصي ميگه من عروسم

+ نوشته شده توسط رضا جعفری در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 15:43 |

    آهای جوون تو میتونی یه شعر تازه تر بگی
  از درد و رنج آدما از شهر پر خط

    تو میتونی کلید باشی قفل درها رو وا کنی 
  دستای پینه بسته رو از زنجیرا جدا کنی

 هو کن  ها کن شورش کن غوغا کن
ها کن  هو کن دنیا رو زیر و رو کن

هو کن  ها کن  قیامتی به پا کن
ها کن  هو کن دنیا رو زیر و رو کن


 
روز جوان بر شما جوانان با حال مبارکباد

+ نوشته شده توسط بهروز نیک اندیش در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 14:28 |
دوباره اومد سراغ همون پارک همیشگی.پارکی که فقط زمانی که تنهاو دلش گرفته بود بهش سر میزد.کم کم مشتری دائم این پارک شده بود. همیشه دفتر خاطراتشو با خودش به اونجا می برد.اما امروز یک روز خاص بود.روی نیمکت نشست و امواج بلند افکارش اونو به این ور و اون ور می کشوند.دفترشو باز کرد.دفتری که بیشتر شبیه یک سوگ نامه بود.به یاد روزهای گذشته ای افتاد که سریعتر از ورق زدن یک دفتر سپری شدند و فراموش.فقط یک چیز توی دفترش ثابت بود اما اونم حالا دیگه نبود.شروع کرد به ورق زدن دفترش تا  صفحه ای سپید برای نوشتن پیدا کنه.یک لحظه به برگه سفید نگاهی انداخت. آره اون اشتباه نمی کرد دفترش می گفت که امروز همون روزه .یک لحظه خنده ای روی لباش نشست و گفت خودشه آره خودشه.اون تصمیمشو گرفت.دفترشو روی همون نیمکت گذاشت و دیگه به اون پارک سر نزد
+ نوشته شده توسط امید حسینی پور در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 10:28 |
آنتونی رابینز تا سن 22 سالگی جوانی گمنام، فقیر و تن‌پرور بود. اما ناگهان با یک تصمیم قاطع و به کارگیری اراده‌ای قوی دگرگونی عظیمی در خود ایجاد کرد. او در مدت کوتاهی به بیشترین آرزوها و رویاهای جوانی خود جامه عمل پوشانید.
قصری زیبا و بزرگ در ساحل سن دیه گو خریداری کرد و چند طبقه آن را به دفتر کار خود اختصاص داد و به یکی از بزرگترین سخنرانان و گویندگان برنامه‌های روانشناسی رادیو و تلویزیون درآمد.
آنتونی رابینز اهداف معنوی را بسیار باارزش‌تر از مقاصد مادی می‌شمارد. اکنون کتابهای او در ردیف پرفروشترین کتابهای دنیا قرار دارد

 

  • «نخستین کلید آن است که بدانید چگونه با یاس و دلسردی مبارزه کنید. دومین کلید آن است که از پاسخ منفی نهراسید. سومین کلید آن است که بتوانید فشارهای مالی را تحمل کنید. چهارمین کلید این است که به آسایش خاطری که بدست می‌آورید قانع نباشید. پنجمین کلید این است که همیشه بیش از آنچه می‌گیرید بدهید.»
  • «قدم نخست: معیارهای خود را بالا ببرید. قدم دوم: عقاید زیان‌آور را تغییر دهید. قدم سوم: شیوه معمول کار را تغییر دهید.»
  • «اگر فکر می‌کنید شکست می‌خورید و یا پیروز خواهید شد در هر دو صورت درست اندیشیده‌اید.»
  • «ایجاد روندها چیزی به جز رهبری نیست.»
  • «زندگی خود را به صورت شاهکاری بی‌همتا درآورید.»
  • «آنچه سرنوشت ما را تعیین می‌کند، شرایط زندگی‌مان نیست بلکه تصمیم‌های ماست.»
  • «زندگی را همانگونه که هست بپذیرید و در این زمان است که  آرزو  محو می‌شود. سعی کنید همیشه شاد باشید بدون اینکه برای این شادی دلیل خاصی وجود داشته باشد و اینگونه‌است که به آرامش می‌رسید.»
  • «هر روز صبح غزالی در آفریقا بیدار می شود؛ او نیک می‌داند که باید تندتر از سریعترین شیر بدود و کشته نشود. هر روز صبح شیری در آفریقا بیدار می شود؛ او نیک می داند که باید تندتر از سریعترین غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد. مهم نیست که شیر هستید یا غزال، بهتر است با طلوع خورشید دویدن را آغاز کنید.»
+ نوشته شده توسط سید وهاب زمانی در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 0:32 |

 

 فهرست نهایی عجایب هفت گانه در قرون وسطا تکمیل شد. این فهرست شامل چشمگیرترین بناهای تاریخی جهان باستان بود که از بعضی، شواهد بسیار اندکی در دست بود و تعدادی نیز اصلا باقی نمانده بودند. آثار کنده کاری هنرمند هلندی مارتن ون هیمسکرک (Marten Van Heemskerck) و کتاب تاریخ معماری یوهان فیشر ارلاخ (Johann Fischer von Erlach) از قدیمی ترین منابعی هستند که در آن به این فهرست عجایب هفت گانه اشاره شده است.
 
امروز، شواهد باستان شناسی از بسیاری از اسرار تاریخی که قرن ها عجایب هفت گانه را احاطه کرده بودند، پرده برداشته است. عجایب هفت گانه برای سازندگانشان نمادهایی از مذهب، اسطوره شناسی، هنر، قدرت و علم بودند وآنها برای ما شواهدی از توانایی انسان هستند:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 12:20 |

 

زيست‌سنجي عبارت است از دانش و فن‌آوري اندازه‌گيري و تحليل آماري داده‌هاي زيستي .در فن‌آوري اطلاعات واژة زيست‌سنجي به مجموعه فن‌آوريهايي اطلاق مي‌گردد كه در آنها از اندازه‌گيري و تحليل ويژگيهايي از بدن انسان همچون اثر انگشت، اثر كف دست، شبكيه و عنبية چشم، الگوهاي صوتي، الگوهاي مربوط به رخسار ، دمانگاري صورت، شكل دست يا گوش، داده‌هاي به دست آمده از گام، الگوهاي وريدي، دي.ان.اي و يا ويژگيهايي همچون دستخط(امضا) و ديناميك ضربه زدن به صفحه‌كليد براي تأييد هويت اشخاص استفاده مي‌شود. اين فن‌آوريها در تلاشند تا اندازه گيري و مقايسة ويژگيهاي بر‌شمرده شده را به منظور بازشناسي افراد به صورت خود‌كار درآورند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 11:42 |
              به یاد اون همه دل های رنگین    به یاد اون همه دوستای شیرین
          به یاد اون همه دلواپسی ها         کنار هم بودیم مثل یه دریا
 
با تشکر از همه دوستان عزیز از این همه لطف
   
+ نوشته شده توسط امید حسینی پور در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 10:45 |
زندگي مثل يه جاده توي يه دشت قشنگه، تموم لذتو از منظرهاش ببر، چون ته اين جاده يه تابلو نصب شده كه روش نوشته: "دور زدن ممنوع"
 

خوب دوستان مرداد هم تموم شد
شهريور كه ميرسه ما بروبچ كامپيوتر رو ياد چي ميندازه؟؟؟؟
شروع كلاسا .... نه
شروع درسا .... نه
قيافه استادا.... نه
شهريه دانشگاه ... نه

تولد اميد و فريد و خانم قارزي...بله

اميد جون من و همه دوستانت 1شهريور ، روز تولدت رو بهت تبريك ميگيم اشالله كه هميشه صدات گرم و دلت پر نشاط باشه ،هميشه گفتم اميد جون خيلي باحالي هنوزم ميگم اميد جون خيلي خيلي باحالي

اما 2 شهريور به نام فريد موسوي ثبت شده

فريد جون هرچند يك روز به تولدت مونده ولي از همين الان تولدت رو بهت تبريك ميگيم ، اميدوارم كه سال ديگه مثل الان دعوتمون كني قناري بيايم  تولدت رو جشن بگيريم

اما خانم قارزي

 خانم قارزی  ميدونم متولد همين ماه هستید اما نميدونم كدوم روز برا همين از همين روز اولش تولدتون رو از طرف خودم و همه دوستان تبريك ميگم


براي هر سه تاتون و همه متولدين شهريور ارزوي سلامتي ، موفقيت و شادكامي  ميكنيم

صد سال زنده باشيد

+ نوشته شده توسط رضا جعفری در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 0:17 |

 

به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

 

زندگانی یاد است      زندگانی همه صورتکده ای از یاد است

 

یاد یاران قدیم       یاد خویشان صمیم        زندگانی یاد است

 

دلم از یاد کسان هر شبه در فریاد است

 

روزگاری من وتو با دوستان      شاد وخندان همه با هم بودیم

 

گرد هم عشق مجسم بودیم            ناله در جمع ما راه نداشت

 

بی خبر از غم عالم بودیم              کم کمک روز جدایی آمد

 

پاره های تن ما از بر ما دور شدند     

 

  نازنینان رفتند

 

خانه های دل ما یکسره بی نور شدند

 

گرچه رفتند ولی خاطره هاشان با ماست

 

یادشان در دل ما پابرجاست

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 0:15 |
یه روز یه پیرمرده می خواسته با الاغش بار گندم ببره واسه همین گندما رو تو یه طرف خورجین گذاشته بوده و برای اینکه تعادل الاغه حفظ بشه اون طرف خورجینو سنگ می ذاره و خودشم پیاده می رفته. یه مرده داشته رد می شده بهش می گه خوب چرا این قدر کارتو سخت کردی خوب سنگا رو ریز بیرون گندما رو هم نصف کن خودتم بشین رو الاغتو برو.
پیرمرده میگه عجب فکر جالبی و همین کارو میکنه بعد که می خواسته بره از مرده می پرسه تو که این قدر باهوشی چی داری ؟
مرده می گه: هیچی!اگه امشب هم کسی به من غذا نده مجبورم مثل دیشب گشنه بخوابم .
پیرمرده گندما رو می ریزه سر جاش و سنگارم میذاره اون طرف دیگه و می گه من که هیچی نمی دونم همه این زمینایی که می بینی ماله منه من نمی خوام مثل تو باشم!
نتیجه اخلاقی:
عقل که نیست جان در عذاب است . پول که نیست.......
+ نوشته شده توسط فاطمه حاجی بابائی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 0:4 |