تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

 

پاییز یعنی اول بدبختیه یه کارتن خواب

یعنی سرمایی که نوزاد بنگیه کرایه ای رو دم چهاراه کبود می کنه ولی هیچکس متوجهش نیست حتی خودش!

پاییز یعنی صدای ضرب دار سکه ای که کنار جنازه ی روی سنگفرش می افتد تا خلاص کند مردی را از مسئولیت...

پاییز یعنی ...

پاییز یعنی درخت ها...

پاییز یعنی درخت ها عریان ...

پاییز یعنی درخت ها را ببینیم ...عریان...بی خجالت!

پاییز یعنی بدترین اتفاقی که میتونه برای یک برگ بیفته

پاییز یعنی ببرندت بالا و بعد بزندت زمین و زیر دست و پای هرزه ترین موجودات زمین ذکر بگویی.

پاییز یعنی سوز سرد

یعنی خرابی شوفاژ

یعنی اجاره ای که تو گرمای تابستون ندادیو اثاث هایی که تو سرمای زمستون جلوی خونه تلمبار می شه

پاییز یعنی آب دماغ دختر همسایه که مثل قندیل سفید بود و همیشه آویزان

پاییز یعنی ...

پالتوی بلند سیاهی که من هیچوقت نداشتم

کافه ای که هیچوقت نرفتم

و پنجره ای که هیچوقت نبود

قهوه ی فرانسه ای که هیچوقت حاضر نشد

و همان همیشگی که هیچ کس نیاورد که هیچ کس نفهمید همان همیشگی کدام همیشگی است که اصلا همیشه ای در کار نبود که بخواهد همیشگی به دنبالش بیاید...

و تو...تویی که هیچ وقت نبودی ...حتی از روز اول تا لااقل بفهمم چقدر از این جای خالی را باید گردن نبودنت بیندازم.

لذت پاییز شاید در صندلی پدر بزرگ بود که هیچوقت رویش تاب نخوردم

تا تکانی بخوردو ننو بازی بکنمو سوتی بزنمو و آخرش ادای آسمان را از بین لب های غنچه شده ام در بیاورم با یک سوت!

پاییز خزان زندگی من بود

وقتی برادرم برای بار هشتاد سوم مُرد

وقتی عاشق دختر عموی نداشته ام شدم

وقتی هنوز سوت زدن بلد نبودم و پنجره ی خانه ی شما هم خراب بود و باز نمی شد و تو هم نمی توانستی بیایی پشت پنجره و تازه اگر می آمدی هم توفیری به حال من نداشت که فاصله اینقدر زیاد بود که نه چشمکت را می دیدم نه زبانی که در می آوردی و من هم زوری نداشتم که تا طبقه ی هشتاد و سوم برجتان بتوانم سنگ  پرت کنمو به شیشه تان بزنمو خبرت کنمو آخرش هم مجبور شدم قناعت کنمو با دختری که در طبقه ی پنجم زندگی می کرد ازدواج کنم تا بچه مان هم پسر شودو آخرش هم با مادرش زندگی کندو من بشوم پدر پنجشنبه ها...

پاییز یعنی چند روز از جوانی گذشته

یعنی دیگر یادت نمی آید اولین موی سپیدت را کی دیدی

یعنی اولین خط زیر چشم که دیگر اصلا مهم نیست چراکه بعدی ها هم دارند رد می اندازند و آرام آرام می آیند

یعنی چروک

یعنی ...

پاییز شاید پا به ماهه برف بودن

شاید باران تندی باشد که باید زیرش آرام ترین قدم های عمرت را برداری و به مردان جوان چتر به دست نگاه نکنی تا نفرتت را نفهمند نه از چترها بلکه از چتر به دست ها

و بالاخره پاییز برای من فصلی بود که آخرش با همه ی جوجه گیم وقت شمردنم شد...
+ نوشته شده توسط سید وهاب زمانی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 1:20 |

تا فردا طلوعی بیش نمانده است ،

      عهد کن امروز را با کمال توان خویش ، سرشار زیست کنی

                                          - سرنوشت خویش را باور کن -

                       سرنوشت خویش را باور کن

                       که باری همان توان نهفته تست و نرم می شکفد

                       و زندگی را از آن دست می آراید

                                                                                که تو می خواسته ای

                        عقاب فاتح قله های زندگی باش

                       و مسافر صبور دشتهای بی کران آن

                       و هم بدین سان است که واژه های " کار" و " زندگی"

                       معنای اصیل خویش را باز می یابند

                       و گلبوته های تلاش تو به گل می نشیند

                       به دره های عمیق احساس خویش سفر کن

                       که در آنجا کسی را جز خویشتن "خود" باز نمی یابی

                       و لحظه ها را غنیمت شمار

                       و آنان را بنیاد دنیایی کن

                                                                               هر یک به فراخور خویش

                       و هر گز نومیدوار از فراز صخره های سخت زندگی

                                                                                آینده را نظاره مکن

                       با ایمان به توان خویش از آن میانه راهی بگشا

                                                                                به دنیای زیبای فرداها

                      و بدان که در امتداد هر راه که بر می گزینی

                                                                               همواره دشواری در کمین است

                     که زندگی اگر نام آسانی داشت

                     دیگر بر زمین  تلاش معنای خویش را از کف می داد

                                                                               و در آسمان رنگین کمان

 

                                                 "" شری هاوس هولدر ""

+ نوشته شده توسط نرگس خاتون مشتاقی در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 14:57 |
 

آقا موشه بد جوري عاشق شده بود،هر روز صبح از خونه ميزد بيرون به اميد ديدن خاله سوسكه.بالا خره يه روز دلش رو زد به دريا و با خاله سوسكه صحبت كرد و قرار شد شب جمعه با خونوادش بره خواستگاري.

لحظه موعود فرا رسيد اقا موشه موهاشو سيخ سيخي كرد(مدل ميكروبي)تافت فراوون زد يه شلوار جين پاره پوره با يه تي شرت كه روش علامت دزداي دريايي بود پوشيد و با مامان باباش رفتن خونه خاله سوسكه ،بعلت سم پاشي اونا آدرسشون رو تغيير داده بودن با هر زحمتي بود خونشون رو پيدا كردن. بعد از حال واحوال و تعارفات معمول دايي خاله سوسكه گفت بهتره بريم سر اصل مطلب. خوب آقا دوماد چيكارن؟

چن تا خونه داره؟ ويلاي شمالش چند هزار متريه؟ گوشيه موبايلش          

 N95يا مدل جديدتر؟ويلاي شمالش تو كدوم شهره؟و...باباي خاله سوسكه گفت:مهريه چي؟چند هزارتا؟راستي ماشين من پر مصرفه 1000ليتر بنزين بايد بندازيد پشت قبالش و..........

ولي آقا موشه فقط يه دل عاشق داشت حتي يه خط اعتباري ايرانسل با يه گوشي 1100هم نداشت اين بود كه با خفت و خواري مجلس رو ترك كرد و زد به كوه ودشت، به سوسكه فكر ميكرد به اينكه با اون خوشبخت ميشه به بچه هاي قد و نيم قد فكر ميكرد. راستي بچه موش و سوسك چي در مياد؟پيش خودش گفت حتما موشك ميشه،ميتونيم يه كلاهك هسته اي بزاريم روش بفروشيم به كشوراي در حال توسعه تازه اگه آژانس هسته اي هم گير داد تو روش وا ميستيم اصلا اين حق مسلم ماست اورانيوم غني ميكنيم تازه واسه جشن تولد بچه هامون كيك زرد ميپزيم .اصلا NPT كيلو چنده؟تو اين فكرا بود كه يه الاغو ديد قيافش خيلي آشنا بود الاغه گفت من پينوكيو هستم حرف ژپتو رو گوش نكردم اين شكلي شدم بهش گفت آخه الاغ تو كي ميخواي آدم بشي 10 ساله كه من تو رو ميشناسم هنوز آدم نشدي آخه اين پدر ژپتو چه گناهي كرده تو رو ساخته؟پينوكيو گفت من خيلي آدمم به خدا راس ميگم كه ناگهان دماغش حدودا 20 سانت دراز شد فرشته مهربون كه خبر دار شد خودشو رسوند پينوكيو از فرشته مهربون خواست هم دماغشو جراحي پلاستيك كنه هم اينكه آدمش كنه فرشته گفت تو آدم بشو نيستي همون الاغ بموني بهتره خلاصه با وساطته گاليور و علي با با قبول كرد ،فرشته دست به كار شد اونقدر با سگك كمربند و تركه آلبالو اونو زد كه پينوكيو به غلط كردن افتاد فرشته به پينوكيو گفت :بازم حرف بد ميزني ؟بازم با فلر تيشيا چت ميكني؟اينجا بود كه گاليور غيرتي شد و يه پس گردني قدرتي زد به پينوكيو . دوست گاليور گفت من ميدونم اون هيچوقت آدم نميشه(با لهجه مخصوص)فرشته مهربون به جرم كودك آزاري به زندان افتاد گاليور و علي با با با اراذل و اوباش شهر ليليپوت دستگير شدند و آفتابه گردنشون انداختند ژپتو از غصه رفت سراغ قرصاي روانگردان ولي پينوكيو آدم نشد.

دوستان گلم اگه شما هم يك ترم سخت و نفس گير رو پشت سر گذاشته بوديد به من حق ميداديد اين اراجيف رو بنويسم ، در هر صورت قصد من شاد كردن شما عزيزان است اميدوارم به هدفم رسيده باشم . 

 

در ضمن امیدوارم ترم جدید ترمی خوب و همراه با شادی براتون باشه

+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 11:23 |

 

هرچند شاید مطلب زیر برای بعضی از دوستان تکراری باشه اما بیان مجدد اون خالی از لطف نیست

آر اس اس چيست؟
RSS مخفف Really Simple Syndication به معنی تشکیل ارتباط های بسیار ساده است. آر اس اس فایلی با فرمت خاص (XML) می باشد که شامل آخرين عناوين سایت های خبری، وبلاگ ها و سايت هايی از اين دست می باشد. در واقع آر اس اس فرمتی برای خروجی اطلاعات می باشد.
با به روز شدن سایت، فایل ار اس اس آن به طور خودکار به روز می شود. محتويات فايل های آر اس اس را می توان به کمک نرم افزار های مخصوص مشاهده کرد.

آر اس اس  چه مزايايی دارد؟

با گسترش روزافزون وب، دستيابی به محتوای مورد نياز و به روز، کار مشکل و زمان بريست. آر اس اس اين مشکل را حل می کند. ار اس اس اين امکان را می دهد که به راحتی و بدون نياز به مشاهده روزانه سايتهای مورد علاقه ، از محتوا و به روز رسانی های آنها مطلع شويد. وظيفه اصلی آر اس اس قابل دستيابی کردن اطلاعات و صرفه جويی در زمان است.
با استفاده از آر اس اس می توانيد آخرين عناوين سايت های ديگر را با به روز رسانی خودکار  در سايت خود قرار دهيد.



شايد در بسياری از سايت ها با تصاوير و عبارات زير مواجه شده باشيد: 

RSS 2.0  Atom1.0      

اين ها نمونه هايی از خروجی سايت ها هستند.

با کليک بر روی اين عبارات، به صفحه خروجی سايت وارد می شويد. شما با دادن اين آدرس به نمايشگر های آر اس اس، می توانيد محتويات آن را مشاهده کنيد.

برای تولید کد لازم برای استفاده از نماشگرهای RSS میتوانید از لینک زیر کمک بگیرید.

http://www.webgozar.com/feedreader/code.aspx

 با اجازه دوستان نمونه ای عملی از این تکنولوژی رو در ستون سمت

راست وبلاگ با نام "اخبار روز" از سايت خبری آی تی ايران قرار دادم .

 برگرفته از وب سایت http://www.webgozar.com

 
 
 
+ نوشته شده توسط رضا جعفری در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 2:3 |

سلام  دوستان

نماز و روزه هاتون قبول باشه 

اهل قدم زدن تو شب هستید یا نه

در سکوت نیمه شب تنهاترم
ماه می تابد درون بسترم
*
ثانیه ها ساز دیگر می زنند
سایه ها هم رنگ دیگر می شوند
*
آینه تاریک و تنها می شود
آسمان در فکر فردا می شود
*
حرف ها را خواب با خود می برد
یک ستاره چشمکش را می زند
*
رد پایی می خزد در کوچه ای
ماه می آید کنار خوشه ای
*
من چه خوشبختم !چه خوشبختم! کنون
شاهد این جلو ه های گو نه گون

*
آری ! آری! نیمه شب تنهاترم
ماه می تابد به چشمان ترم

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر امینی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 1:39 |

مهربانا!

چشمان بصیرتمان را تنها به روی الطاف الهی ات گشوده ایم تا به هر چه نور و روشنایی است هدایتش کنی و اندیشه های خفته مان را بیدار سازی تا تو را آنگونه که شایسته ای تسبیح گوییم که کرامت و بزرگی از آن توست و تویی پاک و منزه که پاکی تنها از آستان مقدس توست.

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 18:12 |

سلام به همه

فقط مي خوام از يه نفر يا شايدم بيشتر از يه نفر تشكر كنم

فعلا فقط همين از دستم بر مياد.

تشكر از آقا رضا كه خيلي واسه هممون زحمت كشيد، البته فكر

مي كنم بعضي وقتا آقا وهابم باهاش بود به هر حال اگه كسه ديگه اي هم كمك مي كرد بايد از اونم تشكر كنم.

زحمتايي كه از اول تابستون از زدن نمره ها گرفته تا انتخاب واحد

كشيدن رو همه خوب يادشونه. خلاصه رضا جون من از طرف خودم وهمه بچه ها ازت تشكر مي كنم ان شاا... بتونيم جبران كنيم.

+ نوشته شده توسط فرهاد فدوی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 15:38 |
نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر

چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند

گر اندکی نَه به وفق رضاست خرده مگیر

+ نوشته شده توسط مژده صادقیان در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 17:43 |

دکتر نورمن ویستنت پیل , سالها یک منبع عالی از ایده های ناب برای زندگی موفق بود.. کتابها و نوارهای او نرا بر

 تبدیل شدن به یک من بهتر , تشویق و تحریک کرد. در این جا تعدادی از عقاید او برای ارتباط بر قرار مردن با دیگران

 عنوان می شود. این پند و اندرزها برای همه ما مفید  و موثر است و ارزش تکرار شدن را دارند. خود را در هر یک

 از موارد زیر را امتحان کنید و تشخیص دهید که وضععتان به چه صورت است و تا چه حد موفق هستید.

1- اسامی را از یاد نبرید. نام افراد برایشان خیلی مهم است . فراموش کردن اسم آنها باعث می شود فکر کنند

 براییتان ارزشی ندارند و علاقه ای به آنها ندارید.

2- آرام باشید و اجازه بدهید  دیگران در کنار شما احساس آرامش و راحتی کنند. سعی کنید جوی ایجاد نکنید که

 دور و برشما بودن را مشکل کند . هیچ کس دوست ندارد , با کسی که ناراحت و معذب است ارتباط داشته باشد.

3- سعی کنید خونسرد باشید . اجازه ندهید چیزهای کوچک و ناچیز شما را آزار دهند.

4- خودخواه نباشید و هرگز وانمود نکنید که همه چیز می دانید . تلاش کنید تا از اطرافیانتان چیزهایی یاد بگیرید ,

 و برای عقاید دیگران ارزش قائل شوید.

5- سعی کنید فردی جالب و جذاب باشید, دیگران را تحت تاثیر قرار دهید و محرک آنها باشید. از خود فردی بسازید

 که دیگران دوست دارند, دور و بر او باشند.

6- خشن یا خشک نباشید. یاد بگیرید چگونه مهربان , خیر خواه و مودب باشید.

7- صلح جو و صلح طلب باشید. غم و اندوه را از بین ببرید. از صمیم قلب سعی کنید هر گونه سوء تفاهمی را بر

 طرف کنید..

8- از اشتباهات دیگران بگذرید و سعی کنید دیگران را دوست داشته باشید و آنقدر تمرین کنید تا به صورت عادی و

 صبیعی در آید.

9- به دیگران کمک کنید تا پیشرفت کنند. تشویق و حمایتشان کنید به آنها تبریک بگویید و بگذارید بدانند چرا از آنها

 تقدیر می کنید.

10- نیرئی معنوی را در خود گسترش دهید تا به دیگران هم نیروی مثبت منتقل نمایید.

سعی کنید با هر کسی که روبرو می شوید این نیروی مثبت را با او شریک شوید ایا در تمام این موارد موفق بوده

 اید؟ من باید اعتراف کنم که هرگز نتوانستم این گونه باشم. باز هم راه زیادی پیش پای خودم دارم. دکتر پیل در

 سن 90 سالگی اعتراف کرد که خود او نیز باید روی برخی از این موارد کار می کرد. نکته مهم این است که او

 همیشه در سعی و تلاش بود تا موفق شود, شما چطور؟

+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 9:43 |
سلام

قابل توجه دوستان عزیزی که ریاضی ۲ رو افتادن و برای این ترم معادلات رو انتخاب کرده اند

طبق بخشنامه جدید شورای اموزشی از این ترم رعایت همنیاز و پیشنیاز اجباری میباشد و در صورت عدم رعایت درس شما به صورت اتومات توسط اموزش حذف خواهد شد

لذا دوستان میتوانند امار و احتمال

 

641801 41 آمارواحتمال مهندسي 2.00

 

را بردارند و معادلات را حذف کنند.

+ نوشته شده توسط رضا جعفری در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 12:3 |
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفر در آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید که گرفتستید دست ناتوانی را تا توانایی بهتر را پدید آرید، آن زمان که تنگ میبندید بر کمرهاتان کمربند، در چه هنگامی بگویم من؟ یک نفر در آب دارد میکند بیهوده جان قربان! آن آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید! نان به سفره ،جامه تان بر تن؛ یک نفر در آب میخواند شما را . موج سنگین را به دست خسته میکوبد باز میدارد دهان با چشم از وحشت دریده سایه هاتان را ز راه دور دیده آب را بلعیده در گود کبود و هر زمان بی تابیش افزون می کند زین آبها بیرون گاه سر،گه پا . آی آدمها! او ز راه دور این کهنه جهان را باز می پاید میزند فریاد و امید کمک دارد آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید! موج میکوبد به روی ساحل خاموش پخش میگردد چنان مستی به جای افتاده،بس مدهوش میرود نعره زنان،وین بانگ باز از دور می آید: _"آی آدمها" ..... و صدای باد هر دم دلگزاتر در صدای باد بانگ او رهاتر از میان آبهای دور و نزدیک باز در گوش این نداها "آی آدمها"....... نیما یوشیج
+ نوشته شده توسط مرتضی حسینی محراب در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 10:9 |
در میان هر سیب دانه ی نامحدودیست

در دل هر دانه سیب ها نا محدود

چیستانیست عجیب

دانه باشیم نه سیب

- مجله موفقیت۱۲۷-

+ نوشته شده توسط ریحانه چمن سرا در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 8:48 |
 

          رمضان رود خانه ای است روشن و مواج که ما را به دریای رحمت الهی وصل می کند

                       حلول ماه مبارک رمضان بر شما مبارک باد

          "می دونم الان حسابی درگیر انتخاب واحد هستین امیدوارم که موفق بشین و  خیالتون راحت بشه"

+ نوشته شده توسط نرگس خاتون مشتاقی در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 9:21 |
دوستانی که هم اکنون روی وب هستند و مایل هستند که جهت انتخاب واحد با هم مشاوره نمایند آی دی خود را در قسمت نظرات وارد نمایند
+ نوشته شده توسط امید حسینی پور در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 8:46 |