تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

 

سلام دوستان

برخى بر اين باورند كه توليد نرم افزار نوعى هنر است و همه با اين نكته موافق هستند كه «توليد نرم افزار كارى خلاق است». با اين همه در كشور ما ساخت نرم افزار حتى در زمره  كارهاى توليدى نيز به شمار نمى رود. مهم ترين ويژگى توليد نرم افزار كه آن را از ديگر فعاليت هاى توليدى يا خدماتى متمايز مى كند، خلق و ايجاد دنيايى مجازى است كه از طريق واسطه هاى مناسبى با دنياى واقعى مرتبط شده و بخشى از نيازهاى ما را برطرف مى سازد.

Go to fullsize image

گسترده شدن استفاده از فناورى اطلاعات تقريباً در تمامى عرصه هاى زندگى و حيات انسان، اهميت و نقش توليدكنندگان محصولات نرم افزارى را به شدت افزايش داده است. در اينجا لفظ توليدكنندگان به مجموعه افرادى اطلاق مى شود كه در طول چرخه حيات يك سيستم نرم افزارى در ساخت، توسعه و نگهدارى آن مشاركت دارند.كشور ما هنوز دوران اوليه بلوغ خود را در عرصهIT تجربه مى كند، دوره اى سرشار از مسائل و چالش هاى گوناگون. چالش هايى كه برخى از آنها به سياست هاى كلان كشور مرتبط و برخى ديگر زاييده ويژگى هاى خاص نرم افزار و دست اندركاران توليد و توسعه آن است.

اين چالش ها به اشكال مختلف در مقابل تمامى دست اندركاران اين حوزه و به ويژه مدير يك پروژه نرم افزارى عرض اندام مى كنند. عوامل زير را مى توان سرچشمه بخش بزرگى از مشكلات اين حوزه به شمار آورد:

- تكميل نكردن زيرساخت هاى ضرورى IT، فراگير نشدن فرهنگ استفاده از اين فناورى در بخش وسيعى از حوزه ها، ارزان بودن نرم افزار برخلاف هزينه توليد بالاى آن و رعايت نكردن حقوق توليدكنندگان محصولات نرم افزار به شكلى كه بسيارى از نرم افزارها (چه نرم افزارهاى توليد داخل و چه توليد خارج) به راحتى و با قيمتى بسيار اندك در دسترس همگان است. نبود سرمايه گذارى مناسب براى پژوهش و تحقيق در حوزه نرم افزار. اگرچه مساعدت هايى در اختيار بخش هاى مختلف خصوصى و دولتى در چهارچوب طرح هاى مختلف قرار گرفته است، عمده اين سرمايه ها اغلب به سمت بخش هاى سخت افزارى سرازير شده و در عمل سرمايه گذارى در عرصه توليد و به تناسب آن تحقيق و پژوهش كاربردى حوزه نرم افزار كه در زمره سودآورترين عرصه هاى اقتصادى در دنيا شناخته مى شود، بسيار اندك است.- ناتوانى هاى شركت هاى توليد نرم افزار- دست اندركاران توليد نرم افزار در كشور ما بيشتر شركت هاى كوچك نرم افزارى با پشتوانه هاى مالى اندك هستند. شركت هايى كه هنوز بلوغ سازمانى كافى نيافته اند، قادر نيستند متناسب با متحول ترين عرصه تكنولوژيك رشد كنند و قراردادهاى ناپخته بيشتر اين مشتريان مهم حوزه نرم افزار را سازمان هاى دولتى و نيمه دولتى تشكيل مى دهند. قراردادهاى توليد نرم افزار، قراردادهايى ناپخته و يك طرفه هستند و مجريان چنين پروژه هايى، با وجود آگاهى نسبت به ضعف هاى آن بيشتر اوقات به دلايل اقتصادى مجبور به پذيرش آنها هستند.در چنين فضايى مديران پروژه هاى نرم افزارى با چالش ها، مسائل و مشكلات بسيارى روبه رو هستند كه بخش عمده آن به ارتباط با سه گروه اصلى كارفرمايان (مشتريان)، اعضاى تيم يا كاركنان بخش نرم افزار و مدير شركت هاى نرم افزارى بازمى گردد.

 

• كارفرمايان و مشتريان

گروه اصلى و ذى نفع مرتبط با يك محصول نرم افزارى را مشتريان يا كاربران آن تشكيل مى دهند؛ كسانى كه در حقيقت تامين كننده منابع مالى لازم براى توليد آن به شمار مى روند. شايد به جرات بتوان گفت كه بيشترين چالش ها در تقابل با اين گروه - كه عمده ترين تامين كننده منابع مالى بخش هاى توليد نرم افزار هم هستند- رخ مى نمايد. در عرصه ارتباط مديران پروژه با اين گروه مسائلى وجود دارد كه ريشه آن را مى توان در ميان موارد زير جست وجو كرد:

- بخش هاىIT همچنان در اغلب سازمان ها و مراكز صنعتى، خدماتى و بازرگانى سازمان ضعيفى دارند و از دانش و فناورى روز، در عرصه اى كه تكامل و تحول در آن، ساعت به ساعت رخ مى نمايد، به دور هستند.

- كاربران، مديران و ذى نفعان يك سيستم نرم افزارى ديد روشنى از نرم افزار و قابليت هاى آن ندارند.

- نرم افزار هنوز به عنوان كالايى ارزشمند شناخته نشده و كارفرمايان و مشتريان نرم افزار اگرچه حاضر هستند بهاى بالايى را براى يك سخت افزار براى مثال يك مانيتور بپردازند، در صرف هزينه براى نرم افزار به شدت خوددار هستند.

- در مزاياى خريد، توليد و استفاده از نرم افزار ترديد دارند.

- ديد روشنى از نيازهاى خود و قابليت مكانيزاسيون آنها ندارند.

- ديد روشنى از حجم تلاش لازم براى توليد يك نرم افزار ندارند.

- به ويژه در موازنه طرف هاى قرارداد ساخت و توليد نرم افزار، خود را طرف قدرتمند محسوب مى كنند. حاصل چنين موازنه اى قراردادهايى غيرواقع  بينانه و يك طرفه است.

- به فرهنگ و دانش لازم براى استفاده از خدمات مكانيزه و الزامات، محدوديت ها و توانايى هاى آن كم بها مى دهند . از فناورى توليد نرم افزار، روش هاى توليد و توسعه، كيفيت در نرم افزار و به طور كلى مباحث تكنيكى و مديريتى اين حوزه كم تر آگاه هستند. براى نمونه در بسيارى از پروژه ها در حالى كه براى مثال فرآيندى تكرارپذير مانند RUP را به عنوان روش توليد نرم افزار در متن قرارداد بيان مى كنند، مراحل تحويل فرآورده هاى پروژه را آبشارى مشخص مى كنند.

به هر حال هر مدير پروژه بسته به ويژگى هاى سازمان كارفرما يا مشتريان خود، مى تواند اقلام جديدى به فهرست بالا اضافه كند.

+ نوشته شده توسط محمد باقر امینی در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 15:14 |