تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

دوباره می سازمت وطن

                      اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم

                   اگرچه با استخوان خویش

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 21:48 |

فکر کردم قرار دادن این داستان تو وبلاگ ، اونم الان که اکثرا فارغ التحصیل شدیم و همه یه جورایی از هم دور شدیم خالی از لطف نباشه.

 

================================================

بهترین دوران زندگی

دو روز مانده بود به سیمین سالروز تولدم، آماده ورود به دهه چهارم زندگیم بودم و می ترسیدم که تمام دوران خوشی زندگیم را پشت سر گذارده ام.

طبق عادت همیشگی اول صبح برای ورزش به پارک رفتم و مثل هر روز دوست کهنسالم را دیدم که برای ورزش به پارک آمده بود ، او هفتاد و نه سال داشت و با علاقه خاصی نرمش می کرد.

به او سلام کردم، او متوجه شد که من مثل هر روز نیستم و پرسید که آیا مشکلی برایم پیش آمده؟ . با خودم فکر می کردم که اگر به سن او برسم چگونه خواهم شد. برای همین از او پرسیدم : بهترین دوران زندگی تو چه زمانی بوده؟

نگاهی به من کرد و گفت : برای این سوال فیلسوفانه تو جوابی طولانی دارم.

وقتی که بچه بودم، خانواده ام مراقبم بودند و همه گونه وسایل آرامش را برایم فراهم می کردند و همه چیز عالی بود. آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

وقتی به مدرسه می رفتم و چیزهایی یاد می گرفتم، هر روز با آموختن چیزهای جدید احساس لذت می کردم، آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

وقتی که  برای بار شغلی پیدا کردم و مسئولیتی به من محول شد و در قبال کاری که انجام می دادم حقوق دریافت کردم، آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

وقتی که عاشق شدم و با همسر آینده ام آشنا شدم، آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

زمانی که اولین فرزندم به دنیا آمد و خانواده کوچک ما کاملتر شد و احساس پدر بودن پیدا کردم، آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

زمانی که بزرگ شدن فرزندانم را دیدم و ناظر به سامان رسیدن آنها بودم، لذت سرشاری در خود احساس می کردم؛ آن زمان بهترین دوران زندگیم بود.

و حالا من هفتاد و نه سال دارم، بدنم سالم است، احساس خوبی دارم، هنوز هم عاشق همسرم هستم و فرزندانم موفق هستند. اکنون بهترین دوران زندگی من است.

 

=================================================

 

همیشه اکنون بهترین دوران زندگیست.لحظه حال را باید ساخت و همیشه باید به آینده امیدوار بود .

قدر دوستیامونو بیشتر بدونیم.

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 1:27 |

چقدر شبيه خودت ميشوي وقتي ...........

+ به ترانه خواني قلبت گوش مي سپاري... چه زيبا عشق الهي را زمزمه مي كند....

+ سختي هاي زندگي را با آرامش تدبير و شجاعت پشت سر مي گذاري! زيرا مي داني خدا درسي بيش از ظرفيتت به تو نمي دهد....

+ بر روي صفحه ي ذهنت فقط و فقط لحظه هاي خوش را نقش ميزني!!

+ هر روز صبح به محض بيدار شدن پيش از هر چيز به خدا سلام مي كني.و به خاطر روز سر شار از معجزه اي كه پيش رو داري تشكر مي كني...!

+ در بد ترين شرايط زندگي هم زمزمه مي كني: آرامش~!

+ هر گاه كسي از تو مي خواهد كه پندي به او بدهي مي گويي: هميشه به خدا توكل كن!

+ در زندگي ات فقط روزهايي را به حساب مي آوري كه حد اقل يك كار خوب انجام مي دهي اين كار خوب مي تواند يك لبخند گرم باشد...!

+ مي داني كه بهترين راه براي شاد زيستن شاد كردن ديگران است...!

+ هر اتفاقي كه در زندگي ات مي افتد سعي مي كني از آن درسي بياموزي. چون ميداني كه خدا بي دليل آن اتفاق را در زندگي ات قرار نداده است!!!

+ هيچ وقت نگران فردا نيستي . چون ايمان داري كه فردا خيلي خيلي بهتر از امروز است...

+ مي داني كه تنها راه رسيدن به آرامش در اين آشفته بازار دنيا اين است كه به خدا اعتماد كني...

 

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 19:37 |

سلام به همه دوستان

نمی دونم تاکنون در اخبار درباره تولید فونت نستعلیق یونیکد (unicode) در ایران چیزی شنیده اید یا نه؟

ولی به هر حال این اتفاق افتاده؛ بوسیله این فونت می توانید در تمام محیطهای ویندوز "از جمله در word " براحتی و بدون نصب هیچ گونه نرم افزاری فارسی نستعلیق  تایپ کنید.

برای اینکار فقط باید فونت"Iran Nastaliq" را از سایت شورای عالی اطلاع رسانی کشور به آدرس زیر  بصورت رایگان دانلود و در قسمت فونتهای ویندوز کپی نمایید.

امیدوارم لذت ببرید . ضمناً کار با آن در   word  دقیقا مثل بقیه فونتهای فارسی است و تمام قابلیتها مثل تغیر سایز، ایتالیک،آندرلاین و ... را دارا می باشد.

 
اینهم لینک دانلود:

 

http://www.scict.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=bea5ca36-1fdf-41d4-8818-c1a4f9c71081

 

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 18:57 |

دو قطره «آب» اگر كنار هم قرار بگيرند چه مي كنند؟
جواب: آنها تصوير قطره ديگر را در خود ديده وبه هم مي پيوندند و يك قطره ي بزرگتر تشكيل مي دهند.

اگر چند «سنگ» به هم نزديك شوند چه مي شود؟
جواب: آنها هيچ گاه با هم يكي نمي شوند. ولي شايد تصوير سنگ ديگر را تا حدودي در خود ببينند!

هر چه سخت تر و قالبي تر باشيم فهم ديگران براي مان مشكل تر و در نتيجه احتمال بزرگ تر شدن مان نيز كاهش مي يابد.

حال چه چيزي سخت تر و مقاوم تر است؟ «آب» يا «سنگ»!؟

اگر «سنگي» از كوه سرازير شود و به مانعي برخورد كند چه مي كند؟
1- اگر مانع كوچك باشد، از روي آن عبور مي كند.
2- اگر متوسط باشد، آن را در هم مي شكند.
3- اگر بزرگ تر باشد، پشت آن مي ايستد تا تقدير بعدي چه باشد.

اما «آب» چه مي كند؟
اگر نتوانست؛ آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از كوچكترين روزنه مي گردد.
و اگر نتوانست؛ صبر مي كند تا به اندازه ي كافي قوي شود آنگاه يا از روي مانع عبور مي كند و يا مانع را در هم مي شكند.

«آب» در عين نرمي و لطافت در مقايسه با «سنگ» به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوج تر و مصمم تر است.

«سنگ»، پشت اولين مانع جدي مي ايستد؛ ولي «آب» راه خود را به سمت دريا مي يابد.

در زندگي بايد معناي واقعي «سرسختي» و «استواري» و «مصمم بودن» را در دل «نرمي» و «گذشت» جست وجو كرد.

گاهي لازم است كوتاه بيايي؛ گاهي نگاه ات را به سمت ديگري بدوز؛ صبور بايد بود؛ اما هميشه مصمم.

 

 

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت 13:36 |

فاطمه عزیز

 

برای تو که اولین حکایت بی انتهای عشقم هستی مینویسم که دوستت دارم و ۲۱ شاخه گل رز سرخ را در سبدی آکنده از صفا به همراه قلب مملو از عشقم تقدیم تو میکنم و ۲۱ کبوتر سفید را در آسمان عاشقان رها میکنم تا همگی ۱ آذر زادروز سبزت را به تو تبریک گویند.

 

از طرف مژده و الهه

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 14:24 |

یک سئوال منطقی این است که اگر موسیقی ما واقعاً اینقدر با ارزش و قوی است پس چرا در دنیا و حتی در داخل کشورمان در این جایگاه نیست؟

 

اینکه ما در موسیقی نتوانسته ایم جهانی شویم دلیلش ضعف موسیقی ما نیست بلکه دلیلش همان دلیلی است که ما در علم و دانش و صنعت از دنیا عقبیم. ما دیر به این فکر افتادیم که موسیقی کلاسیک داشته باشیم (کلاسیک ایرانی) به علاوه برخی افراد افراطی بزرگترین ضربه ها را بر پیکره موسیقی ایرانی وارد کرده اند. به علاوه در دنیا ما چندان هم بی رتبه و منزلت نیستیم؛ در سالهای اخیر بزرگان موسیقی ما توانسته اند افتخارات بسیار بزرگی برای موسیقی ما به ارمغان بیاورند.2 مورد از 5 اثر برتر هنری جهان را هنرمندان موسیقی ما به خود اختصاص دادند(1).  جایزه پیکاسو سازمان یونسکو که اعتباری در حد جایزه نوبل دارد و هر ساله به بهترین هنرمند جهان اهدا می شود برای موسیقی ما به ارمغان آمد(2). اما چرا این افتخارات اصلا در داخل کشور انعکاس نیافته شما قضاوت کنید.

اما چرا در داخل کشور، موسیقی ما خیلی پر طرفدار نیست؟پاسخ این است که موسیقی مثل کتاب است. اگر ما به یکباره بعد از آموختن خواندن و نوشتن برویم سراغ آثار نویسندگانی بزرگ مثل دکتر شریعتی، چه انتظاری وجود دارد؟ طبیعی است که کسی که سواد کافی ندارد از آثار بزرگان علم سر در نیاورد. موسیقی هم همین طور است. کسی می تواند جملات پیچیده و باارزش موسیقی را درک کند و از آن لذت ببرد که سواد درک آن را داشته باشد. وقتی در جامعه امروز ما از هر 100 نفر 10 نفر نمی توانند الفبای موسیقی را بشمارند چگونه می توان انتظار داشت که موسیقی عظیم کشورشان را درک کنند. یک نفر کم سواد از داستانهای هزار و یکشب به مراتب بیشتر لذت می برد تا غزلیات شمس مولوی. و برعکس آن یک نفر صاحب اندیشه نمی تواند از افسانه های هزار و یکشب لذت ببرد ولی وقتی اثر باارزشی را مطالعه می کند غرق در لذت می شود.

 

موسيقي درماني در پزشكي در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 16:55 |

کتابهای الکترونیکی دانشگاه پیام نور كه در سال تحصيلي 87-86 بعنوان جزوه آموزشي اعلام شده است را می تونید از طریق سایت زیر دانلود کنید:

 

http://www.pnu.ac.ir/it/bookspdf86-87.htm

 

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در شنبه پنجم آبان 1386 و ساعت 10:33 |

 حرمت اعتبار خود را

 هرگز در میدان مقایسه ی خویش با دیگران

 مشکن

 که ما هر یک یگانه ایم

 موجودی بی نظیر و بی تشابه

 

 و آرمانهای خویش را

 به مقیاس معیارهای دیگران

 بنیاد مکن

 تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت

 چگونه معنا می شود

 

 از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است

 آسان مگذر

 بر آنها چنگ درانداز، آنچنان که

در زندگی خویش

 که بی حضور آنان، زندگی مفهوم خود را

 از دست می دهد

 

 با دم زدن در هوای گذشته

 و نگرانی فرداهای نیامده

 زندگی را مگذار که از لابلای انگشتانت فرو لغزد

و آسان هدر شود

 

 هر روز، همان روز را زندگی کن

و بدین سان تمامی عمر را به کمال زیسته ای

 و هر گز امید از کف مده

 آنگاه که چیز دیگری

برای دادن در کف داری

 

 همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد

که قدمهای تو باز می ایستد

 

 و هراسی به خود را مده

 از پذیرفتن این حقیقت که

 هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد

 تنها پیوند میان ما

خط نازک همین فاصله است

 برخیز و بی هراس خطر کن

در هر فرصتی بیاویز

و هم بدینسان است که به مفهوم « شجاعت »

 دست خواهی یافت

  

آنگاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت

 عشق را از زندگی خویش رانده ای

 عشق چنان است که

 هر چه بیشتر ارزانی داری

 سرشارتر شود

 و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری

 آسان تر از کف رود

 پروازش ده تا که پایدار بماند

 

رؤیاهایت را فرومگذار

 که بی آنان زندگانی را امیدی نیست

 و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد

  

از روزهایت شتابان گذر مکن

 که در التهاب این شتاب

 نه تنها نقطه ی سرآغاز خویش

 که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی

  

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

 و تو آن مسافری باش

 که در هر گامش

ترنم خوش لحظه ها جاریست

 

نانسی سیمس

 از کتاب: بارانی باید تا که رنگین کمانی برآید

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 21:23 |
قابل توجه کسانی که تحویل پروژه گرافیک دارند در صحبتهایی که با استاد خسروی داشتیم،قرار شد که در روز انتخاب واحد (22 شهریور) با استاد صحبت ‏بشه و تاریخ دقیق تحویل پروژه مشخص بشه.‏
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 9:31 |

داستاني که در زير نقل مي‌شود، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» براي نگارنده نقل  کرد :

ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همه دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که عده‌مان کم است.

 گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند .

چاره‌اي نداشتيم. همه ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟

 وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم.

 يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.

اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل  کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه.

بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود.

گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عموسبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.»

 فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيه شعر روي کلمه )) بله(( بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم.

همه شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد :

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

سبزي کم‌فروش! . . . . بله.

سبزي خوب داري؟ . .  بله.

خيلي خوب داري؟ . . . بله .

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

سيب کالک داري؟ . . . بله .

زال‌زالک داري؟ . . . . .  بله.

سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.

شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» دراستاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد  فرمودند و داستان به‌خير گذشت

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 13:54 |
images/20070419/makhonic.jpg
 

 ایران کشور چهار فصل است. ایران کشور ادیان مختلف است. ایران کشور نژادهای گوناگون است. ایران ، ایران است.
به گزارش خبرنگار جام جم آنلاین، ایران، استانی دارد به نام خراسان جنوبی و خراسان جنوبی، یکی از استان های بزرگ و با جاذبه های تاریخی و گردشگری است.
روستاهای شگفت انگیز چون کندوان، ماسوله،‌ میمند، ابیانه و... در ایران کم نیستند و یکی از 8 روستای معروف و تاریخی کشور در استان بیرجند جنوبی واقع است. این روستا، ماخونیک نام دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 18:39 |

پا از آنچه هستی فراتر بگذار،

تا تجربه کنی

توان دیگرگون شدن داری!

 

تن به آب بزن،

تا تجربه کنی

یارای غلبه بر ترس در تو هست!

 

در زندگی غرقه شو!

از تجربه ای به تجربه دیگر!

هر روز،

تازه تر...

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 و ساعت 19:29 |

این مطلب در مورد Upload کردن و همچنین بازخوانی تصاویر از بانک است.چون دیدم بچه ها خیلی توی این زمینه به مشکل بر می خورن کدهاش و توضیحاتشو در ادامه مطلب گذاشتم .

 

امیدوارم از این مطلب استفاده لازم رو ببرین


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 19:46 |

اگر بپرسی :

به چه عشق می ورزی ؟

می شنوی : زندگی

 

اگر بپرسی :

از چه می ترسی ؟

می شنوی : زندگی

 

اگر بپرسی :

به چه می خندی؟

می شنوی : زندگی

 

زندگی، دیوانه وارترین تجربه یی ست

که امکانش به ما داده شده !

فرصتی برای انسان شدن و

انسان ماندن!

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 و ساعت 15:10 |

امروزه، معمولا وقتی صحبت از طراحی برنامه های تعاملی می شود،بیشتر توجه ها معطوف به وب است. کاربران دوست دارند که با راحتی و سرعتی که با Desktop applicationها کار می کنند با Web application ها هم کار کنند. طراحان برنامه های کاربردی وب هم برای از بین بردن این شکاف ، روش های طراحی گوناگونی را پیشنهاد کرده اند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 16:15 |

در مواقع بسیار ضروری یا اضطراری ، تلفن موبایل یا سلولی تان  میتواند بعنوان یک نجات دهندهء زندگی یا یک وسیله اضطراری برای حفظ بقاء تان عمل نماید. مواردی را که قادر خواهید بود با تلفن همراه یا سلولی تان انجام دهید، در ادامه مطلب ذکر گردیده اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 و ساعت 19:47 |
آموخته ام
چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس آن هاراناديده بگيرم.

آموخته ام
كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .

آموخته ام
زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌ ، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .

آموخته ام
كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم .

آموخته ام
ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.

آموخته ام
دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آنرا متفاوت ببنند.

آموخته ام
كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .

آموخته ام
كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم .

آموخته ام
كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است .

آموخته ايم
كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 19:10 |

واژه اشکال یا باگ ( Bug ) به واژه  باگ یا حشره بر می گردد که به هنگام نصب و راه اندازی اولین کامپیوتر الکترونیکی جهان سبب از کار انداختن آن گردید و یکی از دستیاران تیم پژوهشی ابداع کننده کامپیوتر مذکور جهت یافتن عامل اشکال به داخل توده پیچیده ای ار لامپ های خلاء و سیمها رفت. او عامل اشکال را که یک حشره یا باگ بود پیدا کرد و آن را از درون سیمها بیرون آورد و سبب گردید که مشکل توقف کامپیوتر مرتفع گردد.حشره مذکور اینک در مرکز سلاحهای سطحی نیروی دریایی ارتش ایالات متحده آمریکا در دالگرن (Dahlgren) ایالت ویرجینیا نگهداری می شود و از آن زمان به بعد واژه باگ به معنی اشکال و واژه ی دی باگ (Debug) به معنی اشکال زدایی به واژگان کامپیوتر افزوده شد.

 

از کتاب : لحظه های سرنوشت ساز

 

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 11:34 |

مادر

خسته بود امروز مادر

خسته از کار فراوان

گردگیری، رختشویی

شستن درگاه و ایوان

 

تا نشست او توی خانه

خواب رفت آرام آرام

شاید او در خواب می دید

من به جایش پخته ام شام

 

شاید از این خواب شیرین

قلب او غرق صفا شد

چون که روی صورت او

غنچه های خنده وا شد

 

کاش هرگز خستگی ها

زرد و بیمارش نمی کرد

کاشکی این بوسه من

زود بیدارش نمی کرد.

+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 15:30 |
این یک روزه را زندگی کن
نمی توانیم گذشته را تغییر دهیم،
تنها باید خاطرات شیرین را به یاد سپرد،
و لغزشهای گذشته را توشه راه خرد سازیم.‏

نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم،
تنها باید امیدوار باشیم و خواهان بهترین و هر آنچه نیکوست،
و باور کنیم که چنین خواهد بود.‏

می توان روزی را زندگی کرد
دم را غنیمت شمریم،
و همواره در جستجو تا بهتر و نیکوتر باشیم.‏

کارن بری
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 و ساعت 20:6 |
یکی‎ ‎از امکاناتی که سازمان هواشناسی کشور فراهم نموده است ارسال آخرین وضعیت‎ ‎آب و هوا از طریق‎ ‎SMS ‎است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386 و ساعت 12:25 |
گرچه زندگی با درد و غم همراه است،
اما مسیر از شادمانی های بسیار نیز خالی نیست.‏
اگر دنیای خود را فرو ریخته یافتی،
تکه های سالم را برگیر و براه ادامه بده،
چون در پایان آرزوهایت را برآورده خواهی یافت.‏
به یاد داشته باش،
که در پایان، همین فراز و فرودهاست که یکدیگر را توازن می بخشند.‏
بگذار اشکهایت جاری شوند،
بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد.‏
اما تسلیم ، هرگز! هرگز!‏
به یاد آر ...‏
که در تو نیرویی است که نوید واقعیت یافتن رویاهایت را می دهد.‏
حتی آن زمان که بسیار دور می نمایند.‏


لیندا پرین یایپ
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 11:50 |
چگونه به مسافران وب در پیدا کردن راهشان کمک کنیم ؟
ممکن است سایت شما پر از اطلاعات مفید در رابطه با محصولات یا خدمات شما باشد. اما اگر بازدیدکنندگان سایت شما نتوانند راه خود را براحتی در میان صفحات شما پیدا کنند دیگر هرگز آن سایت باز نخواهند گشت!
در کنار داشتن اطلاعات مفید، مهم ترین نکته در طراحی یک وب سایت طراحی صحیح پیوندهای بین صفحات آن سایت است که متاسفانه این نکته در طراحی بیشتر وب سایت ها نادیده گرفته می شود.
9 نکته ای که در ادامه خواهید خواند به شما کمک خواهد کرد تا بتوانید پیوندهای بین صفحات وب سایتتان را کاراتر و اصولی تر طراحی نمایید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:2 |
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که نرم افزار Photoshop قابلیت های بسیار زیادی جهت طراحی تصاویر مختلف و پیچیده ، آن هم با استفاده از چند دستور ساده و مقدماتی به شما داده است ؟ در اینجا طریقه ترسیم یک رعد و برق را فرا خواهید گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:49 |
لیست بعضی کلمات را که تنها مشهدی‌ها به‌کار می‌برند .
یک فرق این کلمات با کلماتِ بقیه‌یِ شهرها این است که مشهدی‌ها هیچ‌کدام معمولا نمی‌دانند که این کلمات را فقط آن‌ها به‌کار می‌برند و دوم این که این کلمات بسیار مصطلح هستند.

نارنجک : نان خامه‌ای
اِشکاف : کمد
کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم (مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن)
یاد داشتن : بلد بودن
سَرکُن : مدادتراش
میلان : کوچه
مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مدادفشاری
سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی
پَلَخمون : یک وسیله‌ی Y شکل از چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب کرد. ( برای زدنِ گنجشک!)
چُمبه : اصطلاح کوچه بازاری برای فرد چاق
چُغُک : گنجشک ) البته این کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)
کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز : کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز
و ِی کردن (برنج) : درشت شدن بعد از پختن (برنج)
کلپاسه : مارمولک
دِلَنگون : آویزان
جیر دادن : جِر زدن
توشله : تیله
اَلِفش : نوچ
شمال : باد ( قدیمی)
کاغذباد : بادبادک، کایت
سرپایی : دمپایی
سر ِ نوشابه : در ِ نوشابه
یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی (عامیانه)
ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه
کُلاج : کسی که چشمش چپ است
موساکوتقی : قُمری
وَرچُپّـِه: برعکس
ناخن‌جـِلـِّه: مشگون
قوجمه: انگور دانه شده
حولی: حیاط
قِلِه، قِلِه‌گی: روستا، روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)
چـِغـَل: زبر، ضخیم
کـَغ: کال، نرسیده
ز ِنج : چسبناک
لُکِّه : چیز جمع و جور و مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده ( مثلا از سرما)
لتِّه :تکه پارچه،کهنه پارچه
خُردو : کوچک
شِرشِره : کاغذکشی
غُر، غُردَبه : یک چیزی که صدمه دیده و تو رفته
نوردِوون : نردبان
لاخ (مو) : تار
پاتروم : سرپیچ لامپ
سوسه‌لنگ : دم‌جنبانک
اندر (مادر اندر، برادر اندر، ... ) : مادر ناتنی، برادر ناتنی
لَخِه : کهنه پاره
کیس : کیک

**************************************************************************
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:10 |
در این سایت می توانید بهتریت E-Book های انتشارات دیتل را به همراه Sample Code های کتابها به صورت رایگان دانلود کنید.
http://www.deitel.com
+ نوشته شده توسط الهه حسن زاده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:40 |