تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

سنگي که طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد

 

تنديس زيبايي نخواهد شد

 

از زخم تيشه خسته نشو

 

که وجودت شايسته تنديسي زيباست

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 23:8 |

 

به نام تنها پناه آشفتگان دیار سرنوشت

 

زندگانی یاد است      زندگانی همه صورتکده ای از یاد است

 

یاد یاران قدیم       یاد خویشان صمیم        زندگانی یاد است

 

دلم از یاد کسان هر شبه در فریاد است

 

روزگاری من وتو با دوستان      شاد وخندان همه با هم بودیم

 

گرد هم عشق مجسم بودیم            ناله در جمع ما راه نداشت

 

بی خبر از غم عالم بودیم              کم کمک روز جدایی آمد

 

پاره های تن ما از بر ما دور شدند     

 

  نازنینان رفتند

 

خانه های دل ما یکسره بی نور شدند

 

گرچه رفتند ولی خاطره هاشان با ماست

 

یادشان در دل ما پابرجاست

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 0:15 |

 

اگر خداوند تو را به لبه پرتگاه هدایت کرد

 

به خدا اطمینان داشته باش

 

که تو را یا از پشت خواهد گرفت

 

یا به تو رسم پرواز کردن را خواهد آموخت

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 22:41 |

 به نام تنهاترین تنهایان

 

آدمک آخر دنیاست بخند

 

            آدمک مرگ همین جاست بخند

 

                         دست خطی که تو را عاشق کرد

 

                                             شوخی کاغذی ماست بخند

آدمک خر نشوی گریه کنی

 

           کل دنیا سراب است بخند

 

                         آن خدایی که بزرگش خواندی

 

                                           به خدا مثل تو تنهاست بخند    

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 و ساعت 23:0 |

سلام دوستان

 

امیدوارم تعطیلات تابستون تا الآن بهتون خوش گذشته باشه

 

بعد از یه مدت که به نظر خودم که خیلی طولانی بود

 

 دوباره تونستم توی وبلاگ مطلب بذارم و دوباره توی جمع صمیمیتون باشم

 

فقط اینو بگم که دلم برای همتون تنگ که نه خیلی خیلی تنگ شده

 

برای اینکه دوباره ببینمتون لحظه شماری می کنم.

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 11:34 |

پدرم

بگذار بر موهای سرت که برف سپید غم انگیز پیری نشسته هزاران بوسه زنم.

پدرم

بگذار دستهای پینه بسته ات را که نشانگر تلاش های بی شائبه ات برا ی بهتر زیستن من است ببوسم.

پدرم

بگذار پاهای خسته ات را که سالیان متمادی برای سعادتم دوندگی کرده هزاران بار ببوسم .

پدرم

بگذار همچون روحی به درونت سفر کرده آن را بکاوم و قلبت را ببوسم.

پدرم

بگذار شاهین روحم در آخرین دقایق حیاتم در زیر پای تو عزیز از قفس تن رها شود.

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 22:59 |
 

هر كسي يه روزي مياد يه روزي ميره

 

يكي با دلش ميره، يكي با پاهاش

 

ولي مواظب باش كسي با پاهاي خودش از دلت نره

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 17:7 |

به نام پناه بی پناهان

 

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!

 

 اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!

 

 اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 10:27 |

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

 

 آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

 

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

 

 آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

 

 آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی

 

آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری

 

 می خواهم بدانم

 

 دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی

 

 بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارند

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:33 |

به نام او

 

خدای اطلسی ها با تو باشد

                                 پناه بی کسی ها با تو باشد

 

تمام لحظه های خوب یک عمر

 

                                به جز دلواپسی ها با تو باشد

 

به امید اینکه امتحانات رو خوب پشت سربگذارید

 

 و بعد ازامتحانات وقتی می خواید برید خونه تنها

 

 غمتون دوری از دوستاتون باشه.

 

دعا یادتون نره

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 12:59 |

به نام آنکه غم را آفرید تا هیچگاه تنها نباشم

احساس می کنم که غرییم میانتان

بیگانه با زبان شما با نگاهتان

بال مرا به سنگ شکستیدو خواستید

عادت کنم به کوچکی آسمانتان

 قندیل های یخ دلتان را گرفته است

دیری است رخنه کرده زمستان به جانتان

دیگر تمام شد به نمک احتیاج نیست

از پا فتاده زخمی زخم زبانتان

تنها رها کنید مرا تا بمیرم آه

احساس می کنم که غریبم میانتان

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:53 |

به نام او

سلام به همه دوستان عزیز

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست

                                       زندگی امتحان ریشه هاست

امیدوارم که بچه های کامپیوتر هم همیشه مثل ریشه قوی و مستحکم بمونن

وهیچ مشکلی نتونه اونارو شکست بده .

از اینکه تا حالا نتونسته بودم مطلبی و بنویسم از همه دوستان معذرت میخوام

 

 

+ نوشته شده توسط مینا کوثری در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:33 |