تبليغاتX
دانشجويان کامپیوتر 85 دانشگاه بیرجند

مهربانا!

چشمان بصیرتمان را تنها به روی الطاف الهی ات گشوده ایم تا به هر چه نور و روشنایی است هدایتش کنی و اندیشه های خفته مان را بیدار سازی تا تو را آنگونه که شایسته ای تسبیح گوییم که کرامت و بزرگی از آن توست و تویی پاک و منزه که پاکی تنها از آستان مقدس توست.

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 و ساعت 18:12 |
 

یا مهدی  انتظار از عشق تو معنا گرفت

عمریست که لحظه های من همچنان می گذرد و هر شب به امید آمدنت چشم به ستاره ها می دوزم.و طرح نام مقدست رادرآسمان شبهایم نقاشی می کنم.

و ای کاش این فرداهای تمام نشدنی را تمام می کردی و در یک سپیده دم به جای خورشید آسمان طلوع می کردی.

همیشه پشت عقربه ها قدم می زنم شاید لحظه ای به ظهورت نزدیکتر شوم. می دانم که عقربه ها آمدنت را تند می روند.و تیک تاک نگاهشان سکوت را نعره می کشد . و روزی بغض همیشگیشان می شکند که عمریست در پی ات دویده اند تا به جای رد پای شما ،شما را درکنار خوبی های عالم ببینند.

شاید تمام راز های عالم مردیست که همیشه هست اما در سیاهی چشمان ما جا نمی شود . مردی که آسمان پیش رویش زانو می زند و روزی زمین باعظمتش قد می کشد . همیشه صدای قدم هایت را می شنوم ولی ای کاش قدم هایت را می دیدم . و می دانم که روزی از پشت پرده های غیبت می آیی و آسمان را به پرواز در می آوری .

شاید   آن  زمان  که  تو  طلوع  می کنی  چشمان  من  غروب  کرده  باشد  و عقربه های عمرم ...

 ولی همیشه برای آمدنت دعا می کنم 

 

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 19:34 |

تنت   به   ناز   طبیبان    نیازمند     مباد         وجود   نازکت    آزرده ی   گزند    مباد

سلامت  همه  آفاق  در  سلامت  توست         به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت ومعنی ز یمن صحت توست         که ظاهرت  دژم  و باطنت  نژند   مباد

درین   چمن  چو   درآید  خزان   بیغمایی         رهش به سرو سهی قامت  بلند مباد

در آن  بساط  که  حسن  تو  جلوه  آغازد         مجال طعنه ی بدبین و خودپسند مباد

هر آنکه روی چو ماهت به چشم بد  بیند         بر آتش تو به جز  چشم او سپند مباد

شفا  ز  گفته   شکرفشان  حافظ   جوی          که حاجتت به علاج گلاب و  قند  مباد

                                                                    حافظ

 

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 و ساعت 18:22 |

بچه ها دیروز روز خبرنگار بود ولی من اصلآ نمی دونستم و تازه متوجه شدم

این روز رو به دوست عزیزمون خانم چمن سرا تبریک میگم.

البته ریحانه جون باید ببخشی که یه کم دیر شده.

موفق باشی

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 و ساعت 7:13 |

صبحگاهان برای آنکه دو چشم بینا دارد روشن است

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 و ساعت 4:31 |

  پروژه ی مهندسی اینترنت در چه حالیه؟

 

  کسی کاری انجام داده؟

 

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در شنبه بیست و سوم تیر 1386 و ساعت 23:48 |

دوستای عزیزم سلام

 

از اینکه منم دوباره به جمع دوستانه مون برگشتم خیلی خوشحالم.

دلم براتون خیلی تنگ شده

امیدوارم هر جا هستین خوش باشین

این شعر هم تقدیم به همگی:

دست من در رنگهای فطری بودن شناور شد

 

پرتقالی پوست می کندم

 

شهر در آیینه پیدا بود

 

 دوستان من کجا هستند؟

 

روزهاشان پرتقالی باد

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 22:31 |

لحظات شادی خدا را ستایش کن

 

         لحظات سختی خدا را جستجو کن

 

              لحظات آرامش خدا را مناجات کن

 

                    و در تمام لحظات خداوند را شکر کن

 

با امید موفقیت همه دوستان در امتحانات

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت 18:46 |

 "تقدیم به همه بچه هایی که فکر میکنن اینجا غریبن"

 

هر کجا هستم، باشم

 

آسمان مال من است

 

پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مال من است.

+ نوشته شده توسط نسرین مومنی در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 19:26 |