در دل هر دانه سیب ها نا محدود
چیستانیست عجیب
دانه باشیم نه سیب
- مجله موفقیت۱۲۷-
که می خواست
با آب نباتش
آب شور دریا را شیرین کند.
غافل از اینکه خوشبختی همین لحظه هایی است که می گذرانیم.
به اندازه تمام شقایقهای سرخ دنیا و
به اندازه تمام دوستت دارم های عالم، دوستت دارم.
میلاد پر شکوهت ۲۰ مرداد غرق در گل و ستاره.
نازنینم! تولدت مبارک.![]()
ببخشید چون فردا نبودم، امروز این پستو گذاشتم
عیدتون مبارک.![]()
![]()
![]()
به دینتون افتخار کنید...
رسولا!
آن زمان که سخن از تو به میان می آید، قلم بر صفحه هستی کرنش می کند. واژه ها هیچ می شوند و حروف بر لب می خشکد. بالهای افکارم توان رسیدن به اوج معنایت را ندارد، پس سقوط می کنند.
ای آنکه حرا به خلوت تنهایت پناه برد؛ من هم آمده ام تا پناهم دهی.
می توان سوار بر اسبی تک شاخ یافت، با چشم هایی بسته!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من تو را بر آن اسب دیده ام، چشم هایت را باز کن
تا باور کنی که بهترینی!!!
ماه من، غصه چرا؟!
آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست
گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!
با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن
و بگو با دل خود، که خدا هست، خدا هست!
او همانی است که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد...
او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد،
همه زندگی ام غرق شادی باشد...
پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا!
و در آن باز کسی می خواند؛
که خدا هست، خدا هست
و چرا غصه؟!چرا؟!
نه تو مانی
نه اندوه
ونه هیچ یک از مردم این ابادی
به حباب نگران لب یک رود قسم وبه کوتاهی ان لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
ان چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند
به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
تو به ایینه نه ایینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو می خندد
واگر بغض کنی اه از ایینه دنیا که چه ها خواهد کرد
گنجه دیروزت پر شد از حسرت واندوه وچه حیف
بسته های فردا همه ای کاش ای کاش
ظرف این لحظه ولیکن خالیست
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد بود
غم که ازراه رسید در این سینه براو باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا مانده به غم وعده این خانه مده
طاهره
البته از همین جا رسما از ریحانه عذر خواهی می کنم![]()
![]()
![]()
وقتی بهت میگه نه به تو یه چیز بهتر می ده
وقتی بهت میگه صبر کن در تدارک بهترین چیز برای توست
شاید امروز
با طلوع این صبح تازه
"یه جایی" توی این کره خاکی
"یه کسی" که خیر تو رو می خواد
"یه جوری" که خودت هم نمی فهمی
"یه چیزی " به تو هدیه بده که زندگی تو زیرورو کنه.
پس باامید به خدا خودت رو از زمین جدا کن، بلند شو
و با صبر و استقامت پیش برو شاید امروز، همان روز موعود باشه.
آرزويم اينست!!!
نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنکه تو را مي خواهد
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و تو را دوست بدارد به همان
مادر، اي مهربانترين خلقت هستي ، روزت مبارک
آغوشت كانون
هيچ مهرورزي نتواند مهرباني آن را تعريف كند.
خدايا سپاس تو را كه ماوراء نقطه عطف پيدايش زيبايي، صفا، مهر و ازهمه بالاتر عشق را ،
مادر قراردادي.
می خوام راجع به کسی صحبت کنم که هیچ کس به عمق مهربونیاش و معناش دست پیدا نکرده.
کسی که عشقش ناب ناب.کسی که بدون چشم داشت، تموم هستیشو فدات می کنه. کسی که از آسایش خودش می گذره تا تو در آسایش باشی.
اما ما چی ...![]()
تا حالا شده بری دستاشو ببوسی ازش تشکر کنی. یا یکم دوششو بمالی، بگی خسته نباشی.
تا با همین یه کلمه خستگی از تنش بیرون بره.
...
فکر نمی کنی، حالا بهترین موقع ست.![]()
آرام باش، آرام باش
تو خدا را داری
آن حقیقت، آن یگانه، آن هوادار شبانه
آرام باش، آرام باش
تو خدا را داری
پس نگو تنهایم، پس نگو بی یارم
تو خدا را داری
یعنی عشق، معبود، سنگ صبور دل من، دل تو
پس خموش
ما خدا را داریم...
سنگی که طاقت ضربات تیشه را ندارد
تندیسی زیبا نخواهد شد .
از زخم تیشه روزگار خسته نشو
که وجودت شایسته تندیسی زیباست.(با آرزوی موفقیت برای تک تک شما عزیزان )
شایدم بگید کو تا امتحان ولی تا دیر نشده یه تکونی به خودت بده![]()
تو حتما به موفقیت دست می یابی چرا که به خودت ایمان داری
فراموش مکن فرصت برای پیشرفت همواره مهیاست این خود آدمها هستند که یا اصلاْ نمی خواهند تکانی بخورند! حتی یک قدم! یا می خواهند راه چندین ساله را یک شبه طی کنند!!
" اماتو پله پله برو با صبر و حوصله و پشتکار"
در مورد ارائه ی پروژه DNA می خواستیم نظرتون رو بدونیم. (ببخشید کمی دیر شد چون کلاً فراموش کرده بودیم.)
با تشکر از تمام کسانی که ما رو تحمل کردند.(هر چند که می دونیم فیض بردین)![]()
باز به نوشته ای از دکتر شریعتی پناه می بریم:
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت،
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد،
گلویم سوتکی باشد،
بدست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او
یکریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد،
بدین سان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را...
به زندگی لبخند بزن
همین.
درست حدس زدی یه نوشته از دکتر شریعتی!!!!!
دربرابر وحشی ترین تازیانه ها٬
سکوت مردانه و غرورآمیز مرد نباید بشکند.
در برابر هیچ دردی
لب مرد به شِکوه نباید آلوده گردد.
من از نالیدن بیزارم.
سنگین ترین دردها و خشن ترین ضربه های آفرینش٬
تنها می توانند مرا به سکوت وادارند.
نالیدن٬زاریدن٬گله کردن٬شکایت٬بد است!
و شما...
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
و شما :
ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
و شما :
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم...
پس از این مرا کمتر خواهید دید !!
راستی طاهره هم می گه:
همه چیز اگر کمی تیره می نماید...
باز روشن می شود زود
تنها فراموش مکن این حقیقتی است:
بارانی باید، تا که رنگین کمانی برآید
و لیموهای ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود
و گاه روزهایی در زحمت
تا که از ما، انسان هایی تواناتر بسازد.
خورشید دوباره خواهد درخشید، زود
خواهی دید.

