فاطمه ی عزیزم خیلی خوشحال شدم، امیدوارم یه روزی خبر قبولیت در آزمون دکترا رو بشنوم
( البته خوب یادم مونده که وقتی همیشه اینو بت می گفتم چی بم می گفتی...)
امیدوارم در همه ی مراحل زندگیت موفق باشی.
فاطمه ی عزیزم خیلی خوشحال شدم، امیدوارم یه روزی خبر قبولیت در آزمون دکترا رو بشنوم
( البته خوب یادم مونده که وقتی همیشه اینو بت می گفتم چی بم می گفتی...)
امیدوارم در همه ی مراحل زندگیت موفق باشی.
طاقت بیار رفیق
طاقت بیار میشه شنید خندیدن دل ها رو
تو زنده می مونی رفیق طاقت بیار این راه رو
طوفانو پشت سر بذار اون سمت ما آبادیه
این زمزمه تو گوشمه فردا پر از آزادیه
طاقت بیار رفیق دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق داریم می رسیم
دنیا اگه تاریک شد دستای فانوسو بگیر
با من بیا با من بیا چیزی نمونده از مسیر
سرما و سوز برف رو آهسته پشت سر بذار
امروز وقت خواب نیست ما با همیم طاقت بیار
طاقت بیار رفیق دنیا تو مشت ماست
طاقت بیار رفیق خورشید پشت ماست
طاقت بیار رفیق ما هر دو بی کسیم
طاقت بیار رفیق داریم می رسیم
طاقت بیار رفیق...
طاقت بیار رفیق...
طاقت بیار رفیق...
طاقت بیار رفیق...
و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین...
خدایا؛ اینان حتی به خودشان هم رحم نمی کنند!!!
-- برای انتخاب یک نامزد انتخابات، می توان به این استناد کرد که یک نامزد، هنگام صحبت کردن چند بار کلمه اسلام از دهان مبارکش بیرون می پرد؟؟؟
-- برای انتخاب یک نامزد انتخابات، میتوان به این استناد کرد که دشمن با کدام یک از نامزدها رابطه ی شکراب تری دارد؟؟؟
از این دین و دیار، دلم می گیرد...
آنگاه که بی شرمی از تمامی وجودش لبریز می شد...
و در تیک تاک آخر که دیگر حرفی نداشت،
عکسی را نشان داد که آن
سبز مرد ِ صبور را به آتش بکشد
و بدهی اش را به بی شرمی تمام کند...
...
خدایا؛ اینان چگونه بر کرسی قدرت چنگ زده اند؟؟؟
www.tahrimna.blogfa.com
بی بی سی نوشته است: انتشار عکسی از حواشی انتخابات پیش رو در ایران توجه طیفی از کاربران اینترنتی و وبلاگ نویسان را به خود جلب کرده است.
این عکس به ظاهر معمولی، میرحسین موسوی، نخست وزیر پیشین و داوطلب نامزدی
در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران را نشان می دهد که دست در دست
همسرش، زهرا رهنورد، محل یک نشست انتخاباتی را ترک می کند.
همین تصویر ساده اما کم سابقه از یک زوج با وجهه سیاسی-اجتماعی، مبنایی
شده برای استدلال کسانی که آقای موسوی و دینداری اش را از جنسی دیگر می
دانند.
برای این افراد، تصویر فوق نشانگر رابطه ای است صمیمی، برابر و مهم تر از
همه واقعی که در آن یک سیاستمرد جمهوری اسلامی و همسرش نه با فاصله ای دو
قدمی که همپا و شانه به شانه حرکت می کنند و ابایی از گرفتن دست همدیگر در
انظار ندارند.
از قضا همین نکته آخری است که واکنش ها را، چه مثبت چه منفی، برانگیخته
است. وگرنه تاکید صرفا شفاهی بر ارتباطی دوستانه با همسر یا همفکری در
محیط خانواده چیز تازه ای نیست و در گفتگوهای "خودمانی" با چهره های سیاسی
ایران بسیار دیده می شود.
آنچه در مورد اخیر تازگی دارد علنی شدن و به تصویر درآمدن عنصری از حوزه
خصوصی است، در شرایطی که سال ها است فضای عمومی- رسانهای به طور نظام مند
از این گونه تصاویر تهی شده است.
شاید با توجه به همین تازگی و تمایز است که برخی رفتار میرحسین موسوی را
آگاهانه، هدفمند و در راستای برانگیختن همین دست واکنش ها در آستانه
انتخابات ارزیابی کرده اند.
برخی دیگر اما وی و همسرش را متدینانی اصیل و رفتارشان را به دور از هر گونه نمایش می دانند.
گروهی دیگر هم فرض تبلیغاتی بودن چنین حرکتی را رد نکرده، اما می گویند حتی این فرض هم چیزی از اهمیت آن نمی کاهد.
آنچه در مورد اخیر تازگی دارد علنی شدن و به تصویر درآمدن عنصری از حوزه
خصوصی است، در شرایطی که سال ها است فضای عمومی- رسانهای به طور نظام مند
از این گونه تصاویر تهی شده است.
اینکه کدام یک از این تعابیر و روایات به واقعیت نزدیک تر است، به سادگی
قابل اثبات نیست، چرا که به نظر می رسد قابل تأمل ترین نکته در این میان
نفس بروز واکنش های فراوان - به ویژه واکنش های مثبت - به این تصویر است؛
واکنش هایی که بار دیگر نشان می دهد در جامعه ایرانی، با گذشت سه دهه از
جمهوری اسلامی ایران، هر امر غیر سیاسی می تواند مفهومی سیاسی به خود
بگیرد و راه را بر ارایه تفاسیر گوناگون باز کند.
از سوی دیگر، تلاش خستگی ناپذیر برای ایجاد تصویری رسمی از زندگی، گاه به
دور از واقعیات موجود، موجب شده هر امر شخصی به محض فاصله گرفتن از آن
الگوی رسمی معنای سیاسی پیدا کند.
در چنین فضایی است که پوشش یا پیرایش متفاوت جوانان به عملی سیاسی تعبیر می شود، حتی اگر چنین هدفی هرگز از ذهن یک جوان نگذشته باشد.
در چنین فضایی است که تصویر ساده ای از میرحسین موسوی در حالی که دست همسر
خود را گرفته، جمعیتی را به هیجان می آورد؛ به گونه ای که یکی در وبلاگی
می نویسد: "شدیدا ذوق زده شده ام"، دیگری پا را فراتر گذاشته و زیر تصویری
که نهایتا چیزی نیست جز زن و شوهری دست در دست، می نویسد: "این عکس راوی
بزرگ ترین اتفاق در سه دهه اخیر سیاست ایران است. لحظه ای که عشق به رسمیت
شناخته می شود."
روز پدر و ولادت حضرت علي ع ، مظهر عشق و عدالت بر همه شما مبارك
حق در زبان علي ، به معناي قدرت نيست ، حق به معناي حكومت علي و حق علي نيست ، كه ديديم به سادگي از آن گذشت ؛ بلكه حق ، به معني حق مردم است ! مرگ زور است. همان است كه مي گويد :در نظام من ، پوست جوي را از دهان موري نمي توان گرفت ! هر انساني در حكومت من با انساني ديگر برابر است ؛ اگر مسلمان است در ايمان ، و اگر مسلمان نيست در انسانيت ، با تو اي مالك ، برادر است. !
دكتر شريعتي
با اين وضع نمره ها معلومه كه استاد نمي خواسته نمره بده.....
از همه بچه ها حتي اونايي كه قبول شدن مي خوام كه يه فكري بكنن.....
به نظرتون ميشه چي كار كرد؟؟؟
من از نهایت شب حرف می زنم
واز نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه های خوشبخت بنگرم.
فروغ فرخ زاد
ارزش عميق هر كس به اندازه ي حرفهايي است كه براي نگفتن دارد.
دكتر علي شريعتي
"وارونه"
فرمان رسید :
یا عشق یا زندگی.
و دانسته بودم من،
که تنها عشق،
زندگی است.
چه بایدم کرد
روزگار وارونه را؟
آواز قناری ممنوع،
و قارقار کلاغ، آزاد است.
خر مهره را با یاقوت
برابر می نهند
کبوتران را
پر می چینند
و شترمرغان را
پرواز می کنند
آری ، چه بایدم کرد
در روزگاری که
بهای عشق زندگی است.